تبليغاتX
به خدا می آید مهدی فاطمه


ترجمه دعای پنجاه و سوم صحیفه سجادیه

نيايش آن حضرت در ابراز فروتني و تواضع
پروردگار من، گناهانم زبانِ مرا بند آورده و رشته‌ي سخنم را از هم گسسته است و من عذري اقامه نتوانم كرد. پس همچنان اسيرِ گرفتاري و گروگانِ كردار خويشتنم. در ميان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بيراه شده‌ام و دستم از چاره كوتاه است.
من خود را در جايگاه گنهكارانِ سرشكسته قرار داده‌ام؛ در جايگاه شوربختاني كه با تو گستاخي مي‌ورزند و تهديدهايت را سبك مي‌شمارند.
پاك و منزّهي تو، به چه جرئتي با تو گستاخي كردم؟ و با كدامين فريب خود را به ورطه‌ي نابودي افكندم؟
اي مولاي من، بر من رحمت آور كه به صورت بر زمين افتاده‌ام و از راه لغزيده‌ام. به حِلم خود از ناداني‌ام درگذر، و به احسان خود از بدكرداري‌ام، كه به گناه خود اقرار دارم و به خطاي خود معترفم. اينك اين دست من و اين سَرِ من كه براي قصاص از خود آن را با فروتني تسليم كرده‌ام. بر پيري‌ام و پايان گرفتنِ روزگارم و نزديك شدنِ مرگم و ناتواني و درويشي و بيچارگي‌ام رحمت آور.
مولاي من، به من رحم كن آن گاه كه پايم از دينا بريده شود، و يادم از خاطر آفريدگان برود، و همچون كسي كه يكباره از ياد رفته است، به جمع فراموشان درآيم.
مولاي من، آن گاه كه چهره و حالتم دگرگون شود و جسمم بپوسد و اندامم پاره گردد و بندبند وجودم از هم بگسلد، بر من رحمت آور، كه واي بر غفلت من از آنچه در پيش رو دارم.
مولاي من، در آن روز كه از گور خود به درآيم و زنده شوم، به من رحم كن، و در آن روز جاي ايستادنِ مرا براي حساب در ميان دوستدارانت قرار ده، و چنان كن كه با دوستانت به سوي ميزان روانه شوم و در سايه‌ي قربِ تو منزل گزينم، اي پروردگار هستي‌ها.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387;ساعت 9:5;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

مسلم» پسر «عقيل» پسر «ابوطالب» عليه السلام است. عقيل برادر امام علي عليه السلام و مسلم پسر عموي امام حسين عليه السلام است. مادر مسلم کنيز بود و «عليّه» نام داشت و عقيل او را از شام خريده بود.

دعوت اهل کوفه از امام حسين عليه السلام

هنگامي که اهل کوفه نامه‎هاي فراواني به امام ارسال داشتند، آن حضرت مسلم را فراخواند و به همراه وي «قيس بن مسهّر» و «عبدالرحمن بن عبدالله» و عده‎اي از فرستادگان را سفير خود نمود. آن حضرت، مسلم را به چند چيز امر فرمود:

لف. تقواي الهي داشته باشد؛             varesenoor.blogfa.com

ب. اسرار حکومت را پنهان بدارد؛               

ج. به مردم لطف و مرحمت داشته باشد؛

د. اگر مردم را با هم متحد يافت، به سرعت امام را با خبر کند.

سپس امام نامه‎هايي را به مردم کوفه به اين مضمون نوشتند:

اما بعد، به تحقيق برادر و پسرعمويم و مورد اعتماد از اهل بيتم، مسلم بن عقيل را به سوي شما فرستاده‎ام، ايشان را امر کرده‎ام تا که برايم بنويسد که آيا شما را با هم، همدل و همداستان مي‎يابد. پس به جانم قسم، امام نيست مگر کسي که به حق قيام کند

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387;ساعت 10:3;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                            

« عاشقان عيدتان مبارک باد » همنوا با رسول الله (ص)، روز عيد غدير با نوای «علی ولی الله»

عيد سعيد غدير خم

 

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام

 

يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند.

 

غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

 

 

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

 

مشاهده کامل در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387;ساعت 22:24;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                  

عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين بر همه ابراهيميان مبارك باد .

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

 

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

 

مشاهده کامل در ادامه مطلب ....

 
 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387;ساعت 21:16;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

احادیث اهل بیت (ع) در مورد روز عرفه
  خداوند در هیچ روزی با اندازه روز عرفه ، بندگان را از آتش دوزخ نمی رهاند.    پیامبر اکرم (ص)
خداوند در غروب عرفه  نزد فرشتگانش به اهل عرفه می بالد ومی گوید : « بندگانم را بنگرید ! ژولیده وغبار آلود ، نزد من آمده اند »   پیامبر اکرم (ص)

گناه کارترین فرد در عرفات کسی است که از آن جا باز گردد در حالی که گمان می برد آمرزیده نخواهد شد .   پیامبر اکرم (ص)

برخی از گناهان جز در عرفات بخشوده نمی شوند .     پیامبر اکرم (ص)
هر چه می خواهی برای خود دعا بخوان و [ در دعا کردن ] بکوش که آن روز [ روز عرفه ] روز  دعا ودرخواست است .   امام صادق (ع)
 
روز  نیایش :

خدایا ! دوستی ات را محبوب ترین چیزها نزد من گردان .    پیامبر اکرم (ص)
خدایا ! از تو امان می طلبم  در آن روزی که نه مال وثروت به کار می آید ونه فرزندان ، مگر کسی که با دلی پاک به سوی خدا بیاید .    امام علی (ع)
خدایا ! نگریستن به رویت وشوق دیدارت را از تو درخواست می کنم .   حضرت فاطمه زهرا (س)
ای آنکه بر ناله دردمند رحمت می آوری ، وای آن که به آنچه در دل زاری کنندع نهفته است دانایی ، مرا از کسانی قرار ده که در پناه تو ایمن اند ودشمنان را به ان جان پناه دسترسی نیست .   امام صادق (ع)


خدامند به داوود (ع) وحی فرمود : « به من شاد باش وبا یاد من سر خوشی کن واز نعمت مناجات با من برخوردار شو .»    امام صادق (ع)

ای آنکه درماندگان را می خوانند واجابتشان می کند ، بیم ناکان به او پناه می برند وامانشان می دهد ، مطیعان او را عبادت می کنند وسپاسشان می گوید وشاکران او را سپاس می گویند وپاداششان می دهد .    امام هادی (ع)


ای آنکه [ کار] زیبا را آشکار می کند  [ کار] زشت را می پوشاند ! ای آنکه بر بدکاری مؤاخذه نمی کند وپرده نمی درد ! ای آنکه منتش بزرگ وچشم پوشی اش کریمانه وگذاشتن نیکو است .     امام مهدی (عج )
برای دریافت دعای عرفه به سایت روبرو مراجعه فرمایید : http://www.emam12.com
 
با تشکر از : http://shiatona.pib.ir
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387;ساعت 19:6;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

   غيبت كردن از گناهان روزانه مردم و داستان عجیبى از غیبت

آثار سوء برخى از اعمال بر روابط انسان با دیگران بسیار آشكار است. از جمله اعمالى كه روابط انسان‏ها را سست و سرد مى‏كند و منشأ گناهان دیگر مى‏گردد غیبت است. غیبت عبارت است از یاد كردن دیگرى به چیزى كه اگر با خبر شود خوش نمى‏دارد؛ یعنى نقص كسى را نزد دیگران به قصد نكوهش ذكر كردن. این نقص ممكن است جسمانى، اخلاقى یا رفتارى باشد؛ البته باید در نزد عرف نقص قلمداد شود. غیبت صرفاً به وسیله گفتار و زبان نیست، بلكه نوشتن و اشاره كردن نیز مشمول عنوان غیبت است.

 از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است: هل تدرون ما الغیبة؟ قالوا: الله و رسوله اعلم قال: ذكرك اخاك بما یكره. قیل أرأیت ان كان فى اخى ما اقول؟ قال: ان كان فیه ما تقول فقد اغتبته و ان لم یكن فیه فقد بهته. (1) پیامبر پرسیدند: آیا مى‏دانید غیبت چیست؟ پاسخ دادند: خدا و رسولش داناترند. فرمودند: یاد كردن برادرت (در نزد كسی یا كسانی) نسبت به چیزی كه اگر بفهمد ناراحت می‌شود. پرسیده شد: حتى اگر آن چه مى‏گویم در برادرم باشد باز هم غیبت است؟ فرمودند: اگر آن چه مى‏گویى در او باشد غیبتش را كرده‏اى و اگر در او نباشد بهتان زده‏اى.

 از امام كاظم (علیه السلام) روایتى نقل شده است كه حدود غیبت را روشن مى‏فرماید: «مَن ذَكرَ رَجُلا مِن خَلفِهِ بما هُو فِیه مِمّا عُرفه الناس لَم یَغتَبه و مَن ذَكره مِن خَلفِهِ بما هو فیه مِما لا یَعرفهُ الناس اَغتابهِ، و مَن ذَكره بِما لَیس فیه فَقد بُهته.» (2)

 كسى كه دیگرى را در غیابش به عیبى كه مردم از آن باخبرند یاد كند، غیبت او را نكرده است و كسى كه دیگرى را در غیابش به عیبى یاد كند كه مردم از آن بى‏خبرند، غیبت او را كرده است و كسى كه او را به عیبى كه در او نیست یاد كند به او بهتان زده است.در هر حال یكی از اخلاق عالی اسلامی پوشاندن عیب دیگران است. برترین عیب پوشی‌ها همراه با نصیحت و ارشاد به خوبی‌هاست.

 داستان عجیبى از غیبت

 انس بن مالك مى‌گوید: روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله امر به روزه فرمود و دستور داد كسى بدون اجازه من افطار نكند .

مردم روزه گرفتند، چون غروب شد هر روزه‌دارى براى اجازه افطار به محضر آن جناب آمد و آن حضرت اجازه افطار داد .

در آن وقت مردى آمد و عرضه داشت دو دختر دارم که تاكنون افطار نكرده‌اند و از آمدن به محضر شما حیا مى‌كنند اجازه دهید هر دو افطار نمایند. حضرت جواب نداد. آن مرد گفته‌اش را تكرار كرد، حضرت پاسخ نگفت، چون بار سوم گفتارش را تكرار كرد حضرت فرمود: آنها که روزه نبودند، چگونه روزه بودند در حالی كه گوشت مردم را خورده‌اند، به خانه برو و به هر دو بگو قی (استفراغ) كنند، آن مرد به خانه رفت و دستور قی کردن داد، آن دو قی كردند در حالی كه از دهان هر یك قطعه‌اى خون لخته شده بیرون آمد، آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و داستان را گفت، حضرت فرمود به آن كسى كه جانم در دست اوست اگر این گناه غیبت بر آنان باقى مانده بود اهل آتش بودند!!

 

 با تشکر از :http://3erat.blogfa.com

پی‌نوشت‌ها:

1- كشف الربیه عن احكام الغیبة، ص ۵.

2- جامع السعادات، ج ۲، ص ۳۰۴

عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، حسین انصاریان، ج 10 .

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387;ساعت 22:4;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

ياران مهدى عليه السلام بيشتر كجا هستند؟ 

جالب اينكه در روايات بسيارى آمده كه مستجات ياران امام مهدى (عج ) از مشرق زمين بپا مى خيزند،
رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
(( (هنگام ظهور) پرچمهاى سياه از طرف مشرق نمودار شود، پس با وى (امام قائم ((عج )) ) بيعت كنيد كه او خليفه خدا مهدى (عج ) است .
و نيز فرمود: جمعى از مردم از طرف مشرق خروج كنند و مقدمات حكومت مهدى (عج ) را فراهم سازند.))
اميرمؤ منان عليه السلام فرمود:  
((آفرين بر طالقان كه خداوند در آن گنجهائى نهاده كه از طلا و نقره نيست بلكه مردان مؤ منى هستند كه بطور شايسته خدا را شناخته اند و در آخرالزمان ، ياوران حضرت مهدى (عج ) خواهند بود.))
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:  
((هنگامى كه پرچمهاى سياه را از جانب خراسان ديديد، به طرف آن برويد هر چند با دست و سينه روى برف باشد، چرا كه خليفه خدا مهدى (عج ) در ميان آنها است .))

و در روايت ديگر فرمود:
((بزودى اهل بيت من دچار گرفتاريها و آوارگيها خواهند شد، تا اينكه جمعى با پرچمهاى سياه از طرف مشرق بيايند... تا اينكه امر به يكى از افراد اهل بيت من (امام قائم ((عج )) ) سپرده شود، كه او سراسر زمين را بعد از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد پر از عدل و داد كند، (( فمن ادرك منكم فلياتها و لو حبوا على الثلج ؛ )) هر كدام كه از شما آنها را درك كرديد به آنها بپيونديد گر چه با راه رفتن با دست و سينه روى برف باشد خود را به آنها برسانيد.))

به اين ترتيب مى بينيم ، مشرق زمين مورد توجه قرار گرفته است و چنانكه هم اكنون از نشانه هايش پيداست ، تنها مشرق زمين است كه اين كار را خواهد كرد، بنابراين مشرق زمين بايد بپاخيزد!
و با توجه به اينكه اكثريت قريب به اتفاق امت مسلمان از مستضعفان در مشرق زمين هستند و با توجه به امكانات عظيم جغرافيائى و اقتصادى و نيروى انسانى كه دارند، مى توانند بپاخيزند و دستهاى ابرقدرتها را قطع كنند و زمينه سازى خوبى براى ظهور مهدى (عج ) ايجاد بنمايند.

برگرفته از آثار : حجة الاسلام محمد محمدي اشتهاردي

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387;ساعت 14:29;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

    میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت امام رضا (ع) را به قطب عالم امکان

             حضرت بقیه الله الاعظم امام مهدی (عج) و همه مسلمانان جهان تبریک می گوییم .

                                 زندگینامه امام علی بن موسی الرضا عليه السلام

امام علي ‌بن موسي‌الرضا عليه‌السلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام مي‌باشند.

ايشان در سن 35 سالگي عهده‌دار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختي‌ها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم.

ادامه مطلب .......


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387;ساعت 19:44;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                                  برزخ و ارواح سه گانه

از قرآن مجيد فهميده مى شود كه ارواح انسانها در عالم برزخ ، به سه گروه تقسيم مى شوند:

اول : ارواحى كه در نعمت و شادى هستند.     

دوم : ارواحى كه در عذاب و زحمت مى باشند.  

سوم : ارواحى كه در بى خبرى محض قرار دارند و چيزى نمى دانند بلكه فقط هنگامى كه در قيامت زنده شدند، خواهند دانست كه مدتهاى زياد در برزخ بوده اند.

مرحوم شيخ مفيد در "تصحيح الاعتقاد"- كه شرح و نقد عقايد صدوق عليه الرحمه است- مى فرمايد: آنچه از حديث در اين باب به ثبوت رسيده آن است كه : ارواح بعد از موت اجساد، دو قسم هتسند؛

قسم اول : منتقل مى شوند به ثواب و عقاب ارواح منعم و معذب

 قسم دوم : باطل شده و چيزى از ثواب و عقاب را درك نمى كنند.

قسم اول كسانى هستند كه داراى ايمان محض و كفر خالص بوده اند...

قسم دوم آنهايى مى باشند كه دراى ايمان محض و كفر محض نيستند و قرآن و حديث از اين حقيقت پرده برداشته اند.(1)

ابتدا به قسم سوم يعنى ارواح بى خبر مى پردازيم و آن را بررسى مى نماييم ، توجه بفرماييد:

" وَيوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ مَا لَبِثُوا غَيرَ سَاعَةٍ كَذَلِكَ كَانُوا يؤْفَكُونَ وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِلَى يوْمِ الْبَعْثِ فَهَذَا يوْمُ الْبَعْثِ وَلَكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ".(2)

يعنى : "ياد كن روزى را كه قيامت بر پا شود، گناهكاران قسم مى خورند كه جز ساعتى و زمان اندكى در برزخ مكث نكرده اند. در دنيا نيز چنين منحرف بوده و باطل را به جاى حق مى گرفتند. در آن وقت آنهايى كه داراى علم و ايمان خالص بوده و طول عالم برزخ را دانسته اند، به آنها مى گويند: شما تا روز قيامت كه امروز است در علم خدا مكث كرديد و ليكن از جهل، بر آن آگاه نبوديد"

در اين آيه شريفه كاملا روشن است كه آن گروه ، بودن در برزخ و عالم مرگ را ندانسته اند. تا جايى كه امين الاسلام طبرسى در مجمع البيان مى فرمايد: "هر كس با اين آيه استدلال كند كه عذاب قبر وجود ندارد، بيهوده گفته است ؛ زيرا ما گفته ايم كه مانعى ندارد آنها اول عذاب قبر را ببينند و سپس در عالم بى خبرى واقع شوند."

بنابراين ، منظور از "المجرمون "در آيه شريفه كسانى هستند كه نه داراى ايمان خالص مى باشند و نه كفر خالص . و كسانى هستند كه امام صادق - صلوات الله عليه - درباره آنها فرمود: "يلهى عنهم "

 آيات ذيل نيز مفيد مطلب فوق مى باشند:

" يوْمَ ينْفَخُ فِي الصُّورِ وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يوْمَئِذٍ زُرْقًا يتَخَافَتُونَ بَينَهُمْ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يقُولُونَ إِذْ يقُولُ أَمْثَلُهُمْ طَرِيقَةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا يوْمًا ".(3)

يعنى : "ياد كن روزى را كه در صور دميده مى شود و گناهكاران را در آن روز، كبود چشم (يا كور) محشور مى كنيم ، ميان خويش آهسته مى گويند: فقط ده روز (در برزخ ) توقف كرده ايد. ما به آنچه مى گويند، داناتريم . و آنكه داراى صوابترين راه است مى گويد: مكث نكرده ايد، مگر فقط يك روز"

آنها پنهانى به همديگر دروغ نمى گويند، بلكه آن طور مى دانند، آهسته سخن گفتن ظاهرا براى رعب و ترس است . بنابراين ، ماندن در برزخ را درك نكرده و چنان گفته اند.

در هر دو آيه شريفه كلمه "مجرمين "آمده است : در اولى "يقسم المجرمون "و در دومى "نحشر المجرمين "؛ بنابراين ، منظور از آنها كسانى هستند كه داراى ايمان خالص و كفر خالص ‍ نيستند.

مرحوم طبرسى هنگام قنل اقوال درباره آيه شريفه مى فرمايد: "و گويند: طولانى بودن مكث در قبور براى آنها محسوس نيست گويى خوابيده بودند و بيدار شده اند: "و قيل فى القبر يذهب عنهم طور لبثهم قى قبورهم كانهم كانوا نياما فانتيهوا".

در تأييد آيات شريفه ، روايات معصومين - عليهم السلام - قابل دقت است ؛ مثلا امام صادق - عليه السلام - مى فرمايد:

"عن عبدالله بن سنان ابى عبدالله عليه السلام قال : انما يسئل فى قبره من محض الايمان محضا و الكفر محضا و اما ما سوى ذلك فيلهى عنهم ".

يعنى : "در قبر فقط از كسى سوال مى شود كه مؤ من خالص يا كافر خالص باشد، اما غير از اين دو گروه ، رها كرده مى شوند".

اين حديث در كافى از ثقه جليل عبدالله بن سنان از امام صادق - عليه السلام - و نيز با سند ديگرى از ابى بكر حضرمى ، از آن حضرت و با سند سومى از محمدبن مسلم از آن حضرت نقل شده است . و ايضا اين حديث از ابن بكير از امام باقر - عليه السلام - و نيز از ابو بكر حضرمى از آن حضرت منقول است (4). مرحوم صدوق ان را در فقيه (5). به طور ارسال مسلم ، نقل كرده و مى گويد:

" قال الصادق عليه السلام : لا يسل فى القبر الا من محض ‍ الايمان ... ".

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387;ساعت 22:18;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

ولادت با سعادت  حضرت معصومه (س) بر همگان مبارک باد
 
 

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند.

ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد.

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد.

آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.

بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است.

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387;ساعت 22:14;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

پرسش و پاسخ از محضر آیت ا... بهجت

۱- چه کنیم تا نماز صبح مان قضا نشود؟  پاسخ: کسی که باقی نمازهایش را در اول وقت بخواند خدا او   را برای نماز صبح بیدار خواهد کرد.            منبع: در خلوت عارفان ص  ۱۰۸                              

۲- برای حل مشکلات پیچیده چه کنیم؟  پاسخ:مداومت بر نماز حعفر طیار داشته باشید. خداوند شما را موفق بدارد.              به نقل از شاگردان معظم له

۳- چه کنیم تا در نماز حضور قلب داشته باشیم؟  پاسخ:به معنای آن توجه داشته باشید تا ارتباط حفظ شود.                 منبع: برگی از دفتر آفتاب ص ۱۳۲

۴- چرا ما شیعیان دست بسته به نماز نمی ایستیم اما سنی ها دست بسته نماز می خوانند؟  پاسخ:حضرت رسول (ص) و ائمه (علیهم السلام) قطعا در نماز چنین نمی کردند. هنگامی که اسرای ایرانی را نزد خلیفه دوم (عمر) بردند وی دید آنها در برابر او دست بسته ایستاده اند . گفت:این کار در برابر خدا سزاوارتر است. لذا دستور داد در نماز تکلف کنند و دست بسته نماز بخوانند.                       منبع: برگی از دفتر آفتاب ص ۱۳۲ و ۶۰۰ نکته ص ۱۱۴

۵- آیا نامه اعمال ما به امام زمان (عج) عرضه می شود؟ و آن حضرت اعمال ما را می بیند؟  پاسخ:همین قدر می دانیم آن طوری که باید باشیم نیستیم. چیزی که باعث شرمندگی و خجالت زدگی ما می شود این است که حضرت همه چیز را می داند و همه چیز را می شنود. آنها چشم بینای خدا و گوش شنوای خدا هستند. بعضی ها خیال می کنند ائمه (ع) مثل مرده های ما هستند. یکی از سنی مذهب ها از جلوی سرداب مقدس سامراء رد می شد شنید صدای یک نفر را که داخل سرداب بود و مرتب می گفت: ( یا صاحب الزمان... یا صاحب الزمان..)  آن عابر با لحن مسخره ای گفت:(یا صاحب الزمان!.. یا صاحب الزمان!.. آنقدر بگو تا تا جوابت را بدهد!..)       این ها (سنی ها) نمی فهمند! حماقت محض دارند! اگر حرفی زده شود حتی قبل از آن که حاضرین مجلس بشنوند آنها (اهلبیت) می شنوند.                          منبع: بهارانه ص ۵۵

۶- آیا به نظر جنابعالی ظهور نزدیک است؟  پاسخ:ما تا کنون به جوان ها بشارت می دادیم که ظهور حضرت بقیه الله الاعظم (عج) را درک خواهند کرد ولی اینک به پیرها هم بشارت می دهیم که دوران ظهور را خواهند دید!!                منبع: حدیث وصال ص ۱۲۳

۷- در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران چه پیامی برای ملت ایران دارید؟  پاسخ:باید فجایع و جنایت ها و بی حرمتی های رضا خان به مذهب و طرفداران او را به هر نوع ممکن به مردم نشان داد تا قدر انقلاب خویش را بدانند و نعمتی را که خداوند به آنان عنایت کرده قدر شناسند و گذر زمان باعث فراموشی آن فجایع نشود.              منبع: فریادگر توحید ص ۱۵۸

۸- جنابعالی به کسی که بخواهد از جهت معنوی به جایی برسد چه توصیه ای دارید؟  پاسخ:اگر کسی مقید باشد نماز را اول وقت بخواند به جایی که باید برسد خواهد رسید.                                            منبع: بهجت عارفان ص ۱۲۱

۹- در کتاب ها برای زیارت امام رضا(ع) آدابی ذکر کرده اند. شما فکر می کنید مهمترین آنها از میان آداب چه عملی باشد؟  پاسخ:اهم آداب زیارت این است که بدانیم بین حیات و ممات معصومین هیچ فرقی وجود ندارد.     

۱۰- ما را موعظه کنید؟  پاسخ:بارها گفته ام و بار دگر می گویم: کسی که بداند هر که خدا را یاد کند خدا همنشین اوست احتیاج به هیچ وعظی ندارد. می داند چه باید بکند و چه باید نکند. و آنچه را که نمی داند باید احتیاط کند.                منبع: فریادگر توحید ص ۲۲۹

۱۱- اگر کسی کافر باشد و از طرفی به اهلبیت(ع) هم محبت داشته باشد آیا این محبت سودی برای او خواهد داشت؟  پاسخ:مودت اهلبیت(ع) حتی برای کافر نافع است. قطعا کافر محب و غیر محب علی(ع) و اهلبیت (ع) در عذاب با هم فرق دارند.

۱۲- بی اعتنایی به حجاب چه حکمی دارد؟  پاسخ:بی اعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.

۱۳- در روایت آمده که نگاه کردن به قرآن عبادت است. رازش در چیست؟  پاسخ:آیا هیچ می دانیم قرآن مانند سایر مکتوبات نیست؟ گویی قرآن موجودی ربوبی از عالم نور و روحانی است که در عالم اجسام و اعراض ظهور کرده است. به دلیل این که چیز هایی از آن بر می آید و یا دیده می شود که از اجسام و اعراض دیده نمی شود.

۱۴- آیا شما با درس خواندن خانم ها و به دانشگاه رفتنشان موافقید؟  پاسخ:ما دلیلی نداریم که زن را از آموختن علم محروم کنیم مضافا به این که علم آموزی بر هر مرد و زن مسلمان واجب است. مهم آن است که مراعات واجبات را کنند. علم حیات است. مگر می شود زن را از حیات محروم کرد؟                                   منبع: فریادگر توحید ص ۱۵۳

    تمثال مبارک مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیه الله محمد تقی بهجت (حفظه الله)

با سپاس از :  http://shahmanzari.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387;ساعت 16:14;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                          

 

اكنون كه بيش از نيمي از ماه پرفيض رمضان سپري شده، دل‌ها و قلب‌ها در درياي بيكران اين ماه شسته و مطهر شده، تا در شب‌هاي ريزش باران رحمت الهي، به درگاه حضرتش انسي دوباره گيرد و براي كسب عافيت به دور از هر آلودگي دعا كند. در حقيقت حلقه اتصال بندگان با خالق هستي كه از اول رمضان آغاز گشته است در شب‌هاي قدر به اوج خود مي‌رسد.

درهاي رحمت الهي گشوده شده، فرشتگان نظاره ‌گر اعمال و شب زنده‌داري‌هاي بندگان عاشقي هستند كه سر بر سجده شكر ساييده و او را مي‌خوانند تا اندكي از خوان بيكران رحمتش براي ادامه زندگي و ره توشه سفر آخرت به روي آنان گشوده شود.

"انا انزلناه في ليله القدر" آيه‌اي از كلام وحي الهي كه بارها شنيده و زمزمه كرده‌ايم، كلامي كه انسان مانده در قفس دنيا و در بند ماديّات را به سوي شبي فرا مي‌خواند كه گويند از هزار شب برتر است.

"قدر" به معناي اندازه‌گيري است و از اسرار شب قدر نزول قرآن است و در اين شب حوادث يك سال تا شب قدر سال آينده اعم از زندگي، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت بندگان تقدير مي‌شود.

در قرآن كريم آيه‌اي كه بيان كند شب قدر چه شبي است، ديده نمي‌شود، تنها در آيه ‪ ۱۸۵‬سوره بقره اينگونه آمده است كه "شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن" قرآن يكپارچه در ماه رمضان نازل شده است.

با استناد به اين آيه معلوم مي‌شود شب قدر يكي از شب‌هاي ماه رمضان است، اما اين كه كدام يك از شب‌هاي آن است، در قرآن كريم بيان نشده و تنها از روايات استفاده مي‌شود.

اهميت شب قدر به حدي است كه بسياري از امامان دين بر احياي اين شب حتي در حال بيماري نيز سفارش كرده‌اند.

امام صادق(ع) به ابو بصير مي ‌فرمايد: در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان، تا مي‌تواني آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده داري كن، در آن دو شب غسل كن. ابوبصير عرض كرد: اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.

اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادي ندارد كه سر شب كمي بخوابي و باقي مانده شب را به هر نحوي كه مي‌تواني به عبادت بپردازي، چون در ماه رمضان، درهاي آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مؤمنان پذيرفته مي‌شود.

از اين حديث بر مي ‌آيد كه انسان در اين شب بايد به هر شكل ممكن عبادت و راز و نياز با خالق را از دست ندهد زيرا در اين شب كه شياطين در بند هستند، هيچ واسطه‌اي بين بنده و خالق نيست.

از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود.

"انس بن مالك" از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمودند: ماه مبارك به شما رو آورده است و در اين ماه شبي است كه برتر از هزار ماه است و هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بي‌نصيب مانده است و محروم نمي‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسي كه خويشتن را محروم كرده است.

از امام باقر (ع) نيز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است كه اگر خداوند كارهاي مؤمنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمي‌رسند، اما از راه لطف كارهاي نيكوي آن‌ها را چند برابر مي‌فرمايد تا كاستي هايشان جبران شود.

بر اين اساس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختياري صالحي است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مي‌شود.

از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است كه فرمودند: كسي كه شب قدر را شب زنده‌داري كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

امام موسي بن جعفر (ع) نيز در اين ‌باره فرمودند: كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده‌داري كند، گناهانش آمرزيده مي‌شود.

تمامي اين روايات بر اين مطلب دلالت دارند كه برخي مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتيجه كار خود بندگان است و سرنوشت هر انساني در شب قدر به دست خودش رقم مي‌خورد.

در اين شب به خواندن دعاهايي از جمله "جوش كبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بي‌پايان خداي مهربان او را در كنار و دستگير خويش مي‌بيند و نور اميد در دلش مي درخشد.

در شب‌هاي قدر انسان وارد مسير سرنوشت خود گشته و آن را تغيير مي‌دهد، گاهي براي پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مي‌نشيند و با درك اين شب، از شرّ نفس و شياطين به آن خالق يكتا دست ياري دراز مي ‌كند تا همواره نگاهبان او باشد تا بتواند ره توشه‌اي از اعمال نيك و شايسته براي سفر آخرت خود ذخيره كند.

از اعمال شب قدر آن است كه انسان به نگهبانان اين شب "معصومين (ع)" توسل جسته و توفيق در اعمال و احوال را كه به آن احتياج دارد ذكر كرده و تلاش كند تا با استغفار از گناهان خود، باران رحمت و جود و بخشش خداوند را شامل حال خود كند.

از ديگر اعمال شب قدر، نمازي است كه در آن يك بار حمد و هفت بار "قل هو الله احد" خوانده مي‌شود و بعد از پايان نماز هفتاد بار ذكر "استغفرالله ربي و اتوب اليه" گفته مي‌شود و سپس حوايج از خدا خواسته مي‌شود.

به جا آوردن صد ركعت نماز و خواندن دعاهايي كه در بين آن وارد شده از ديگر اعمال اين شب است، زيرا مضامين آن برآمده از سينه امامان دين بوده و در اين ادعيه علوم گران بهايي است كه جز پيامبران و جانشينان آنان كسي از آن آگاه نيست.

خواندن دعاي گشودن قرآن و قرآن را روي سر گذاشتن از ديگر اعمال شب قدر است به اين نيت كه عقل و انديشه او با اين عمل تقويت شده و با دانش‌هاي قرآن كامل شود و نور عقل با نور قرآن ضميمه گردد.

قرآن را بگشايد و بگذارد در مقابل خود و بگويد:

اللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِيهِ، وَ فِيهِ اسْمُكَ الاَْكْبَرُ، وَ أَسْماؤُكَ الْحُسْنى، وَ مَا يُخافُ وَ يُرْجى، أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقائِكَ مِنَ النّارِ. پس هر حاجت كه دارد بخواهد. قرآن شريف را بر سر بگذارد و بگويد:

اللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلاَ أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ، پس ده مرتبه بگويد بِكَ يَا اللّهُ، ده مرتبه بِمُحَمَّد، ده مرتبه بِعَلِيٍّ، ده مرتبه بِفاطِمَةَ ده مرتبه بِالْحَسَنِ ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُوسى ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّد ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ده مرتبه بِالْحُجَّةِ پس هر حاجت كه دارى طلب كن.

 

به جا آوردن نمازهاي مستحبي و قضا، قرائت سوره‌هاي روم، عنكبوت و دخان (در شب بيست و سوم)، از ديگر اعمال سفارش شده در شب هاي قدر براي بهره‌ گيري از كرم و بخشش خداوند و آمرزش گناهان است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387;ساعت 23:26;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

سلام  .  به به چه بوی خوشی میاد . بوی ماه رمضان . ماه  مهمانی خـــدا ، ماه ضیاقت العشق ، ماه بزم و عاشقی ، ماه . . .  دعوتنامه هم که فرستاده . همـه رو به این مهمونی دعوت کرده . باید کم کم آماده بشیم بریم مهمونی. حیفه به ایــن مهمونی دیر برسیم. آخه این مهمونی با همه ی مهمونیها فرق می کنه . چـــرا ؟؟؟ خب معلومه چرا ، چون توی این مهمونی  برای  صاحب مهمونی دعوت  شده ها اصـلا فرق نمی کنن . همه جور آدمو دعوت کرده از فقیر تا غنی ،سیاه و سفید، کوچیـک و بزرگ ،پیر و جوان ، از آدم خوبا تا آدم بدا ، از . . .  خلاصه همه هستن .چه مهمونـــی باصفاییه . هر کسی برای این مهمونی یه هدیه و تحفه ی داره .و اونو تقدیم می کنه به صاحبخونه. اما من هر چی نگـاه می کنم  چیزی ندارم که تقدیم کنـم جز کـوله ای سنگین و مملو از معاصی و . . . و دست تهی و یه دنیا شرمساری.پیش خودم میگم:‌ وای نکنه صاحب مهمونی پیش مهمونا آبروی منو ببره .نکنه بخاطر دست تهیم منو از مهمونی بیرون کنه . نکنه . . . اما ناگهان صدای مهربونی تموم وجودتو نوازش میده و بهم میگه : خوش اومدی بنده من. تا حالا کجا بودی ؟ زودتر از اینا منتظرت بودم . . . . وای چه صاحب مهمونی خوبی . با اینکه میدونه چقدر بدی کردیم و با دست خالی اومدیم باز حسابی تحویلمون می گیره . ای خدا تو چقدر مهربونی .
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387;ساعت 22:18;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                 یا صاحب الزمان

فرا رسیدن نیمه شعبان مصادف با ولادت با برکت قطب عالم امکان  یگانه منجی عالم بشریت 

حضرت صاحب الزمان امام مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) را تبریک و تهنیت عرض می نماییم

                                                                                                

عناوین واوصاف حضرت مهدی (عج)

بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.

خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى کنند.

داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.

سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى کنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.

عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

اعمال شب نیمه شعبان ( در ادامه مطلب )


 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387;ساعت 16:48;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

 امروزه با گسترش مقوله مدعيان دروغين در جوامع اسلامي بر اين شديم در اين رابطه مطالبي بنويسيم

                          http://varesenoor.blogfa.com

 

از فرازهاي مهم توقيعي از امام عصر (عج) ، خطاب به جناب علي بن محمد سيمري ، مساله ي خبردادن ازظهور مدعيان دروغين است.

دورغ پردازاني نابكار، كه با معرفي نمودن خويش ، به جاي "رهبر حقيقي" ، اراده انحراف مسير واقعي هدايت و گمراهي وظلالت انسانها را مي نمايند. تا بدين ترتيب آنها را از شاهراه روشن هدايت به پس كوچه هاي تاريك ظلالت بكشانند.

بي ترديد آنگونه كه وجود هدايتگران راستين در زندگي انسان ، - انساني كه در سپردن راه پر پيچ و خم زندگي ناتوان است و درمانده و سقوطش در پرتگاه هاي هلاكت و نابودي ، بدون وجود راهنما ضروري و حتمي است –بسيار لازم ومفيد مي باشد . نيز وجود فريب كاراني كه با قصد تخريب عقايد حقه ، خود را درلباس اصل جا مي زنند، بسيار خطرناك و گمراه كننده است.

لذا ، امام عصر ( عج) بلافاصله پس از آنكه آگاهي هاي لازم را درزمينه پايان گرفتن دوران نيابت خاصه و شروع غيبت كبري به آخرين نايب خويش مي دهند، سخن از مساله ي اخلال در رهبري به ميان مي آورند و مشت دروغ گويان افترا زني را باز مي كنند كه خود را به جاي امام و نماينده او معرفي مي نمايند:

"وسياتي لشيعتي من يدعي المشاهده،الا فمن ادعي المشاهده قبل خروج السفياني و الصيحه فهوكذاب مفتر"

"... و به زودي براي شيعيانم كساني ظاهر خواهند شد كه ادعاي مشاهده ي مرا خواهند نمود، آگاه باشيد هركس قبل ازخروج سفياني و صيحه ي آسماني چنين ادعايي بنمايد ، مسلما دروغگو و افترا زننده است."

وبدين ترتيب ،اهميت ويژه رهبري و نقش مخرب دروغ گويان و فريب كاران ،در كلام امام جلوه نموده است .فريب كاراني همچون شلمغاني،شريعي،حسين بن منصورحلاج و...

تارخ غيبت كبري ، نمونه هائي از اين افراد را به خود ديده است . كساني كه به طمع مال و جاه و يا برخاسته با اشاره بيگانه و استعمارگران غرب ، ادعاي دروغين "بابيت " و يا " مهدويت " خويش راعرضه كردند و گروهي را فريفته و به دور خويش جمع آوردند.

اما از آنجا كه حجت هاي رساي الهي پيوسته در كار است و هدايت و راه يابي مردمان پيوسته در كف اقتدار الهي است كه ،- " ان علينا للهدي " ، " هدايت مردمان بر ماست "، سوره ليل ، آيه 11-دست فريب ايشان را نمايانده تا انسان هاي حق جو راه باطل نپويند و باطل بر حق چيره نشود.

از اينان يكي «علي محمد» نام ، فرزند «ميرزا رضاي بزاز» در شيراز ، بيش از صد وشصت سال پيش ، ظاهر شد و به سن 25 سالگي ادعاي بابيت امام عصر (عج) نمود و اينكه بنده اي از بندگان و نماينده اي از نمايندگان آن حضرت است و بدين گونه مصداق ديگري گشت بر گروه " دروغ گويان افترا زننده" اي كه امام عصر (عج) در توقيع خويش پيدايش آنان را آگاهي داده بودند.

بعد ها كه زمينه را مناسب يافت ، در گوشه و كنار آثارش ، ادعايي ديگر نمود و مقام خويش را به « مهدويت » ، « رسالت » و حتي سرانجام «الوهيت » بالا برد.

چهره هايي چون « ميرزا حسينعلي نوري» و فرزندش « عباس افندي» و نوه دختري عباس افندي ، با نام «شوقي افندي زمينه هاي گوناگون –بويژه دست هاي بيگانه و استعمار- سبب گشت كه اين مرام ، همچون همتاهاي ديگرش در فراموشخانه تاريخ ، راه نابودي سريع را نپيمايد و بعد ها از حلقوم افرادي ديگر نغمه هاي جديدتري را سازكند.

».

 

حسن شريعي – محمدبن نصير نميري – احمدبن هلال كرخي – محمدبن علي بن بلال – حسين بن منصور حلاج – محمدبن علي شلمغاني – ابوبكر بغدادي - كيسانيه – سفياني – جاروديه – ناووسيه – زيديه – واقفيه – باقريه – اسماعيليه – محمديه – جوازيه – ابومسلم خراساني – منصور دوانيقي – عبدالله سفاح – ابن مقفع – حاكم نصرالله – عبدالله عجمي – محمدبن احمد سوداني – محمدبن علي بن احمد ادريس – ابن سعيد يماني – مهدي مصر – مهدي سوداني – درويش رضا – غلام احمد قادياني (قادياني گري ) – شيخ احمد احسايي – سيد كاظم رشتي – ميرزا علي محمد باب – حاج كريم خان كرماني – ميرزا حسن گوهر – ميرزا باقر – ميرزايحيي ( صبح ازل ) – حسينعلي بهاء الله (بنيان گذارفرقه بهائي )  - عباس افندي – شوقي افندي .

 

 

 با تشکر از      www.gh1385.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387;ساعت 12:7;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                 نمونه هایی از حكمت لقمان

لقمان در آغاز، برده خواجه ای توانگر و خوش قلب بود. ارباب او در عین جاه و جلال و ثروت و مكنت دچار شخصیتی ضعیف و در برابر ناملایمات زندگی بسیار رنجور بود و با اندك سختی زبان به ناله و گلایه می گشود، این امر لقمان را می آزرد اما راه چاره ای به نظر او نمی رسید، زیرا بیم آن داشت كه با اظهار این معنی، غرور خواجه جریحه دار شود و با او راه عناد پیش گیرد.

روزگاری دراز وضع بدین منوال گذشت تا روزی یكی از دوستان خواجه خربزه ای به رسم هدیه و نوبر برای او فرستاد. خواجه تحت تأثیر خصائل ویژه لقمان، خربزه را قطعه قطعه نمود به لقمان تعارف كرد و لقمان با روی گشاده و اظهار تشكر آنها را تناول كرد تا به قطعه آخر رسید، در این هنگام خواجه قطعه آخر را خود به دهان برد و متوجه شد كه خربزه به شدت تلخ است. سپس با تعجب زیاد رو به لقمان كرد و گفت: چگونه چنین خربزه تلخی را خوردی و لب به اعتراض نگشودی؟ لقمان كه دریافت زمان تهذیب و تأدیب خواجه فرا رسیده است، به آرامی و با احتیاط گفت: واضح است كه من تلخی و ناگواری این میوه را به خوبی احساس كردم اما سالهای متمادی من از دست پر بركت شما، لقمه های شیرین و گوارا  را گرفته ام، سزاوار نبود كه با دریافت اولین لقمه ناگوار، شكوه و شكایت آغاز كنم.

خواجه از این برخورد، درس عبرت گرفت و به ضعف و زبونی خود در برابر ناملایمات پی برد و در اصلاح نفس و تهذیب و تقویت روح خود همت گماشت و خود را به صبر و شكیبایی بیاراست.

روزی دیگر خواجه لقمان در سرایی، سفره ای گسترده بود و میهمانان خود را در سایه جود و كرمش پذیرایی می كرد. لقمان كه در خدمت میهمانان و تهیه وسایل رفاه ایشان سعی وافر داشت از شنیدن سخنان بیهوده آنها سخت در عذاب بود و همواره مترصد فرصتی بود تا عادت زشت آنها را گوشزد كند و در اصلاح و تهذیب آنها گامی بردارد. در این هنگام گروهی از میهمانان خواجه، وارد سرا شدند و خواجه به لقمان فرمان داد تا گوسفندی ذبح كند و غذایی از بهترین اعضاءِ گوسفند مهیا سازد. لقمان غذایی لذیذ  از دل و زبان گوسفند، فراهم نمود و نزد میهمانان آورد. روزی دیگر خواجه امر كرد، از بدترین اعضاءِ گوسفند، غذایی آماده سازد، لقمان بار دیگر غذا را از دل و زبان گوسفند مهیا كرد.

خواجه با تعجب پرسید: چگونه است كه این دو عضو گوسفند هم بهترین و هم بدترین هستند؟ لقمان پاسخ داد: این دو عضو مهمترین اعضا در سعادت و شقاوتند، چنانكه اگر دل سرشار از نیت خیر و زبان گویای حكمت و معرفت و حلاّل مشكلات و مسایل مردم باشد، این دو عضو بهترین اعضاء هستند و هر گاه دل بداندیش و پست نیت باشد، زبان گویای غیبت و تهمت و محرك فتنه و فساد، هیچیك از اعضا، بدتر و زیان بارتر از این دو عضو نخواهد بود.

لقمان نیك و بد هر كاری را مشروط به رضای وجدان و خشنودی خداوند می دانست و تمجید و تحسین خلق را هدف خود قرار نمی داد و از خرده گیری و عیبجویی آنها نیز هراسی نداشت و این موضوع را نیز همواره به فرزند خود گوشزد می نمود، تا روزی به جهت اطمینان خاطر، تصمیم گرفت این حقیقت را نزد پسر خود مصور سازد.

لقمان به فرزند خود گفت: مركب را آماده ساز و مهیای سفر شو. چون مركب آماده شد، لقمان خود سوار شد و پسرش را پیاده دنبال خود روان كرد. در این حال گروهی كه در مزارع خود مشغول كار بودند آنها را نظاره كردند و به زبان اعتراض گفتند: عجب مرد سنگدلی، خود سواره است و كودك معصوم را پیاده به دنبال می كشد.

سپس لقمان خود از مركب پیاده شد و پسر را سوار بر مركب كرد تا به گروهی دیگر از مردم رسید، این بار مردم با نظاره آنها گفتند: عجب پسر بی ادب و بی تربیتی، پدر پیر و ضعیف خود را پیاده گذاشته و خود با نیروی جوانی و تنومندی بر مركب سوار است. حقا كه در تربیت او غفلت شده است.

در این حال لقمان نیز همراه فرزند خود سوار مركب شد و هر دو سواره راه را ادامه دادند تا به گروه سوم رسیدند، مردم این قوم چون آنها را دیدند گفتند: عجب مردم بی رحمی، هر دو چنین بار سنگینی را بر حیوان ناتوان تحمیل كرده اند و هیچ یك زحمت پیاده روی را به خود نمی دهند. در این هنگام لقمان و پسر هر دو از مركب پیاده شدند و راه را پیاده ادامه دادند تا به دهكده ی دیگری رسیدند، مردم با مشاهده آنها، زبان به نكوهش گشودند و گفتند: آن دو را بنگرید، پیر سالخورده و جوان خردسال هر دو پیاده در پی مركب می روند و جان حیوان را از سلامت خود بیشتر دوست دارند.

چون این مرحله از سفر نیز تمام شد لقمان با تبسمی معنی دار به فرزند خود گفت: حقیقت را در عمل دیدی، اكنون بدان كه هیچگاه خشنودی تمام مردم و بستن زبان آنها امكان پذیر نیست؛ پس خشنودی خداوند و رضای وجدان را مد نظر قرار ده و به تحسین و تمجید یا توبیخ و نكوهش دیگران توجهی نكن.

لقمان همواره رعایت اعتدال و میانه روی را از شروط كامیابی و موفقیت در امور زندگی می دانست و رعایت این اصل را در كلیه شئون زندگی لازم و ضروری می شمرد و معتقد بود افراط و تندروی می تواند لذت ها را به آلام و عادت ها را به آلودگی تبدیل كند. لقمان برای درك صحیح این موضوع، با بیانی جالب و منطقی، فرزند خود را چنین نصیحت كرد:

فرزندم این نصیحت پدر را همواره آویزه گوش خود كن و در زندگی همواره لذیذترین غذاها را میل كن و فاخرترین جامه ها را بپوش و در بهترین بستر بیارام و از زیباترین زنان ، انتخاب كن .

فرزند لقمان از نصایح پدر سخت متعجب شد، زیرا پدر كه همواره او را به اعتدال و اقتصاد در امور زندگی تشویق می كرد، این بار او را به افراط و تن پروری ترغیب می نمود. لذا علت  را از پدر خویش جویا شد. لقمان گفت: منظور من از این سخن آن بود كه اگر زمانی برای برآوردن  حاجت خود اقدام كنی كه ضرورت و شدت آن به اوج خود رسیده باشد، از ساده ترین آنها عالی ترین مراتب لذت را خواهی برد.

اگر هنگامی برای خواب و استراحت اقدام كنی كه بی خوابی حواس و قوای تو را تحت تأثیر و تسخیر خود قرار داده باشد، در این حال پاره خشتی بهتر از بالش پَر و بستری زبر و خشن خوشآیندتر از ملایمترین آنها خواهد بود.

فرزندم اگر زمانی بر سر سفره بنشینی كه گرسنگی، صبر و طاقت از تو بریده باشد، ساده ترین غذاها برای تو لذیذتر از طعام پادشاهان خواهد بود. اگر نیاز تو به جامه تازه مبرم باشد و لباس پیشین قابل استفاده نباشد، جامه كرباس از خلعت شاهانه برای تو برازنده تر خواهد بود...

مریدی خلاصه معرفت و روح حكمت لقمان را جویا شد وی گفت: خلاصه معرفت و روح حكمت من آن است كه از امور زندگی آنچه به عهده خالق است، تكلف و زحمتی بر خود روا نمی دارم و آنچه به عهده من است در آن سستی و كوتاهی نمی كنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387;ساعت 8:51;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                 عدالت در سیره حضرت امام علی (ع)

                 

میلاد باسعادت مولود کعبه حضرت امام علی (ع) بر عاشقان آن حضرت مبارک

1 - در سال دهم هجرت كه پيامبر گرامي صلى الله عليه و آله و سلم عزم زيارت خانه خدا داشت ‏حضرت على - عليه السلام را با گروهى از مسلمانان به يمن اعزام كرد. حضرت على - عليه السلام مامور بود در بازگشت از يمن پارچه هايى را كه مسيحيان نجران در روز مباهله تعهد كرده بودند از ايشان بگيرد وبه محضر رسول خدا برساند. او پس از انجام ماموريت آگاه شد كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم رهسپار خانه خدا شده است. از اين جهت مسير خود را تغيير داد و رهسپار مكه شد. آن حضرت راه مكه را به سرعت مى ‏پيمود تا هرچه زودتر به حضور پيامبر برسد و به همين جهت پارچه‏ ها را به يكى از افسران خود سپرد و از سربازان خويش فاصله گرفت تا در نزديكى مكه به حضور پيامبر رسيد. حضرت از ديدار او فوق العاده خوشحال شد و چون او را در لباس احرام ديد از نحوه نيت كردن او جويا شد. حضرت على - عليه السلام گفت : من هنگام احرام بستن گفتم بار الها ! به همان نيتى احرام مى ‏بندم كه پيامبر احرام بسته است.

حضرت على - عليه السلام از مسافرت خود به يمن و نجران و پارچه هايى كه آورده بود به پيامبر گزارش داد و سپس به فرمان آن حضرت به سوى سربازان خود بازگشت تا به همراه آنان مجددا به مكه باز گردد. وقتى امام - عليه السلام به سربازان خود رسيد ، ديد كه افسر جانشين وى تمام پارچه ‏ها را در ميان سربازان تقسيم كرده است و سربازان پارچه‏ ها را به عنوان لباس احرام بر تن كرده ‏اند. حضرت على - عليه السلام از عمل بى مورد افسر خود سخت ناراحت‏ شد وبه او گفت :
چرا پيش از آنكه پارچه‏ ها را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تحويل دهيم آنها را ميان سربازان تقسيم كردى؟
وى گفت : سربازان شما اصرار كردند كه من پارچه ‏ها را به عنوان امانت ميان آنان قسمت كنم و پس از مراسم حج ، همه را از آنان باز گيرم. حضرت على - عليه السلام پوزش او را نپذيرفت و گفت : تو چنين اختيارى نداشتى.
سپس دستور داد كه پارچه‏ هاى تقسيم شده تماما جمع آورى شود تا در مكه به پيامبر گرامى تحويل گردد. (1)

گروهى كه پيوسته از عدل و نظم و انضباط رنج مى ‏برند و مى‏ خواهند كه امور همواره بر طبق خواسته‏ هاى آنان جريان يابد به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيدند و از انضباط و سختگيرى حضرت على - عليه السلام شكايت كردند.
ولى آنان از اين نكته غفلت داشتند كه يك چنين قانون شكنى و انعطاف نابجا ، به يك رشته قانون شكني هاى بزرگ منجر مى ‏شود.

از ديدگاه امير مؤمنان - عليه السلام يك فرد خطاكار (خصوصا خطاكارى كه لغزش خود را كوچك بشمارد) مانند آن سوار كارى است كه بر اسب سركش و لجام گسيخته اى سوار باشد كه مسلما چنين مركب سركشى راكب خود را در دل دره و بر روى صخره ‏ها واژگون مى ‏سازد. (2)

مقصود امام از اين تشبيه اين است كه هرگناهى ، هرچند كوچك باشد ، اگر ناچيز شمرده شود گناهان ديگرى را به دنبال مى ‏آورد و تا انسان را غرق گناه نسازد و در آتش نيفكند دست از او بر نمى ‏دارد. از اين جهت ‏بايد از روز نخست پارسايى را شيوه خويش ساخت و از هر نوع مخالفت ‏با اصول و قوانين اسلامى پرهيز كرد.

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه از كار حضرت على - عليه السلام و دادگرى او كاملا آگاه بود يكى از ياران خود را خواست و به او گفت كه ميان اين گروه شاكى برو و پيام زير را برسان :
از بدگويى در باره حضرت على - عليه السلام دست ‏بر داريد كه او در اجراى دستور خدا بسيار دقيق و سختگير است و هرگز در زندگانى او تملق و مداهنه وجود ندارد.

2 - خالد بن وليد از سرداران نيرومند قريش بود. او در سال هفتم هجرت از مكه به مدينه مهاجرت كرد وبه مسلمانان پيوست. ولى پيش از آنكه به آيين توحيد بگرود كرارا در نبرد هايى كه از طرف قريش براى برانداختن حكومت نو بنياد اسلام برپا مى ‏شد شركت مى ‏كرد. هم او بود كه در نبرد احد بر مسلمانان شبيخون زد و از پشت‏ سر آنان وارد ميدان نبرد شد و مجاهدان اسلام را مورد حمله قرار داد. اين مرد پس از اسلام نيز عداوت و دشمنى حضرت على - عليه السلام را فراموش نكرد و بر قدرت بازوان و شجاعت‏ بى نظير امام رشك مى ‏برد.
پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، به دستور خليفه وقت تصميم بر قتل حضرت على - عليه السلام گرفت ولى به عللى موفق نشد. (3)

احمد بن حنبل در مسند خود مى ‏نويسد :
پيامبر اكرم حضرت على را در راس گروهى كه در ميان آنان خالد نيز بود به يمن اعزام كرد. ارتش اسلام در نقطه ‏اى از يمن با قبيله بنى زيد به نبرد پرداخت و بر دشمن پيروز شد و غنايمى به دست آورد. روش امام - عليه السلام در تقسيم غنايم مورد رضايت ‏خالد واقع نشد و براى ايجاد سوء تفاهم ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وحضرت على - عليه السلام نامه اى به رسول خدا نوشت و آن را به بريده سپرد تا هرچه زودتر به حضور پيامبر برساند.
بريده مى ‏گويد : من با سرعت‏ خود را به مدينه رسانيدم و نامه را تسليم پيامبر كردم. آن حضرت نامه را به يكى از ياران خود داد تا براى او بخواند. چون قرائت نامه به پايان رسيد ، ناگهان ديدم كه آثار خشم در چهره پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ظاهر شد.
بريده مى ‏گويد : از آوردن چنين نامه اى سخت پشيمان شدم و براى تبرئه خود گفتم كه به فرمان خالد به چنين كارى اقدام كرده ‏ام ومرا چاره اى جز پيروى از فرمان مقام بالاتر نبود.
او مى ‏گويد : پس از خاتمه كلام من لحظاتى سكوت بر مجلس حكومت كرد.
ناگهان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سكوت را شكست و فرمود :
درباره على بدگويى مكنيد : «فانه مني و انا منه و هو وليكم بعدي‏»
او از من و من از او هستم و او زمامدار شما پس از من است.

بريده مى ‏گويد : من از كرده خود سخت نادم شدم و از محضر رسول خدا درخواست كردم كه در حق من استغفار كند.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود تا على نيايد و به چنين كارى رضا ندهد هرگز در حق تو طلب آمرزش نخواهم كرد. ناگهان حضرت على - عليه السلام رسيد و من از او درخواست كردم كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خواهش كند كه در باره من طلب آمرزش كند. (4) اين رويداد سبب شد كه بريده دوستى خود را با خالد قطع كند و دست ارادت و اخلاص به سوى حضرت على - عليه السلام دراز كند تا آنجا كه پس از درگذشت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، وى با ابوبكر بيعت نكرد و يكى از آن دوازده نفرى بود كه ابوبكر را در اين مورد استيضاح كرد و او را به رسميت نشناخت. (5)

پى ‏نوشت ‏ها :

1- بحار، ج‏21، ص 385
2- الا وان الخطايا خيل شمس حمل عليها اهلها و خلعت لجمها فتقحمت‏بهم في النار. نهج البلاغه، خطبه‏16
3- شرح اين واقعه در بخش چهارم از زندگانى امير المؤمنين - عليه السلام، كه مربوط به دوران زندگى امام - عليه السلام پس از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است، آمده است.
4- اسد الغابة، ج‏1، ص‏176، والدرجات الرفيعة، ص 401.
5- رجال مامقانى، ج‏1، ص‏199 به نقل از احتجاج

  با تشکر از  :            http://essay.monajat.org                                  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387;ساعت 8:56;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

دركتاب تورات كه ازكتب آسمانى به شمار مى ر ود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زيادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است.
در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان مزامير در لابلاى كتب عهد عتيق آمده، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) به بيان هاى گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامير 150 گانه، اشاره اى به ظهور مبارك آن حضرت ونويدى از پيروزى صالحان بر شریران وتشكيل حكومت واحد جهانى وتبديل اديان ومذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد، موجود است (1) و جالب این كه مطالبى كه قرآن كريم درباره ظهور حضرت مهدى (ع) اززبور نقل كرده است، عيناً در زبور فعلى موجود و از دستبرد تحريف وتفسير مصون مانده است. قرآن كريم چنين مى فرمايد:ولقد کتبنا فی الزبور من بعده الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون (2) ما علاوه بر ذكر (تورات) در زبور نوشتيم كه درآينده بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد. مقصود از ذكر در آيه شريفه، تورات موسى (ع) است كه زبور داود(ع) پيرو شريعت تورات بوده است . در زبور آمده است:... زيراكه شريران منقطع مى شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد (3) اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت وتمامى قبايل او را خجسته خواهندگفت، بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد وتمامى زمين از جلالش پر شود، دعاى داوود پسر يسئ تمام شد. (4)
دركتاب اشعياى نبى كه يكى از ييامبران پیرو تورات است، بشارات فراوانى درباره ظهور حضرت آمده است: ونهالى ازتنه يسی (5) بيرون آمده، شاخه اى از ريشه هايش خواهد شگفت وروح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان رابه عدالت داورى خواهد كرد وبه جهت مظلومان زمين، به راستى حكم خواهد نمود. كمربند كمرش عدالت خواهد بود وكمربند ميانش امانت(6) منظور از نهالى كه از تنه يسی خواهد روييد" ممكن است يكى از چهار نفر: حضرات داود، سليمان، عيسى و مهدى (ع)و باشند؟ ولى دقت و بررسى كامل آيات مذكور نشان مى دهدكه منظور از اين نهال، هيچ يك از آن پيامبران نيستند، بلكه همه آن بشارت ها ويژه قائم آل محمد(ع) است، زيرا حضرت داود وسليمان د فرزندان پسرى يسی ، وحضرت عيسى (ع) نواده دخترى وى، و مهدى (ع) نيز از جانب مادرش، جناب نرجس خاتون- كه دختر يشوعا، پسر قيصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواریون حضرت عيسى (ع) بوده، ونسب شريفش به (ع)شمعون صفا، وصی حضرت عيسى (ع) می رسد نواده دخترى يسی مى باشد. (7) دركتاب يوئيل نبى كه از پيامبران پيرو تورات است، چنين آمده است: آن گاه جميع امت ها را جمع كرده، به وادى يهوشافاظ (8) فرود خواهم آورد و در آن جا با ايشان درباره قوم خود وميراث خويش، اسرائيل را محاكمه خواهم نمود. زيرا كه ايشان را در ميان امت ها پراكنده ساخته وزمين مرا تقسيم نموده اند وبر قوم من قرعه انداخته وپسرى در عوض فاحشه داده و دخترى به شراب فروخته اند تا بنوشند (9)
دركتاب عاموس نبی (10) وهوشع نبى (11)نيز از نزول حضرت عيسى (ع) وداورى آن حضرت سخن به ميان آمدهاست . دركتاب "زکرياى نبى " بشارت ظهور مهدى (ع) چنين آمده است: اينك روز خداوند مى آيد وغنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد . وجميع امت ها را به ضد اورشليم براى جنگ فراهم خواهد كرد وشهر را خواهند گرفت وخانه ها را تاراج خواهند نمود . وخداوند بيرون آمده با آن قوم ها مقاتله خواهد كرد چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود... و آن يك روز معروف خداوند خواهد بود... ويهوه خدا بر تمامى زمين پادشاه خواهد بود..(12)
لازم به ياد آورى است كه دركتب عهدين تورات وانجيل كلمه "خداوند بيشتر در مورد حضرت عيسى (ع) به كار مى رود. دركتاب "حزقيال نبى نيز در مورد حضرت مهدى (ع) و سرنوشت اسرائيل و جهانى شدن آيين توحيد خبرهايى آمده ادست:.. و اما تو اى پسر انسان خداوند يهوه چنين مى فرمايد: كه به هر جنس مرغان وبه همه حيوانات صحرا بگو: جمع شويد وبياييد ونزد قربانى من كه آن را براى شما ذبح مى نمايم فراهم آييد . قربانى عظيمى كه بر كوه هاى اسرائيل، تاگوشت بخورید و خون بنوشيد. و خداوند يهو ه مى گويد: كه بر سفره من از اسبان وسواران وجباران وهمه مردان جنگى سير خواهيد شد. ومن جلال خود را در ميان أمت ها قرار خواهم داد و جميع امت ها داورى مراكه آن را اجرا خواهم داشت ودست مراكه بر ايشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود..... (13)بايد توجه داشت كه منظور از "پسر انسان مانند كلمه مسيح ، حضرت عيسى (ع) نيست؟ بلكه مراد از آن، حضرت مهدى (ع) است، زيرا در انجيل بيش از هشتاد باركلمه پسر انسان آمده است كه تنها در سى مورد آن حضرت مسيح (ع) اراده شده است. (14)
دركتاب حَجئ نبى نيز بشارت ظهور آمده است: يهوه صبايوت چنين مى گويد: يك دفعه ديگر آسمان ها وزمين ودريا وخشكى را متزلزل خواهم ساخت وتمامى امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضيلت جميع امت ها خواهد آمد . اين خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت..(15) كه در آن به تشكيل حكومت واحد جهانى اشاره شده است. دركتاب "صفنیاى نبى همچنين آمده است:... خداوند مى گويد: براى من منتظر باشيد، تا روزى كه به جهت غارت برخيزم، زيراكه قصد من اين است كه أمت ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود وتمامى حدت خشم خويش را بر ايشان بريزم، زيراكه تمامى جهان به آتش غيرت من سوخته خواهد شد...(16) نيز دركتاب دانيال نبى آمده كه: امير عظيمى كه براى پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست.. بسيارى از آنانى كه در خاك زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد...(17)
.......................................................... با تشکر از :http://www.mahdinet.net

 1- آخرین اميد، داود الهامى ص 193
2- سوره انبياء، آیه 105
3- عهد عتيق كتاب مزامير مزمور37.
4- همان، مزمور 72.
5- يسی به معناى قوى، پدر حضرت داود و نوه "راعوت " است، و به طورى مشهور بود كه داود را پسر "يسی" مى ناميدند در صورتى كه خود داود شهرت و شخصيت عظيمی داشته و از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل بوده است. قاموس كتاب مقدس.
6- تورات، كتاب اشعياىنبی، باب 11.
7- ظهور حضرت مهدى ا ز ديدگاه اسلام، مذاهب وملل جهان هاشمى شهيدى، ص 312
8- نام صحراى است در نزديكى بيت المقدس كه اكنون وادى قدرون ناميده مى شود لغت نامه دهخدا ص 177
9- تورات، كتاب يوئيل نبى، ص 1327باب 3 بندهاى 2 و 3.
10- تورات، كتاب قاموس نبى، ص1333 باب 4 بندهاى 12 و 3 1.
11- تورات، كتاب هوشع نبى ص 1314باب 5، بندهاى 14 و 15.
12- تورات كتاب زكرياى نبى ص 1382 باب 4 1، بندهاى ا- 10
13- تورات كتاب حزقيال نبى ص 265 1باب 39، بند 7 1- 23.
14- قاموس کتاب مقدس، ماد ه پسر خواهرص 219
15- كتاب مقدس كتاب حجی نبى ص 1367باب 2بندهاى 6- 9.
16- كتاب مقدس كتاب صفنياى نبی ص 1363باب 3، بندهاى 5- 9.
17- كتاب مقدس كتاب دانيال نبی ص 1309 باب 12 بندهاى1- 12.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387;ساعت 10:59;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 


لقمان حکيم به فرزند فرمود:

ای جان فرزند ، هزار حکمت آموختم که از آن چهارصد انتخاب کردم و از چهارصد، هشت کلمه برگزيدم که جامع جميع کلمات حکمت است.

فرزندم،

دو چيز را هيچ وقت فراموش مکن: 

·          خدا را

· مرگ را

دو چيز را هميشه فراموش کن:

     ۱    خوبی که به هر کسی کردی

    ۲     بدی که هرکس با تو کرد

چهار چيز را نگهدار:

   ۱     در مجلسی که وارد شدی زبان را

   ۲      بر سر سفره ای که حاضر شدی شکم را

    ۳    در خانه ای که وارد شدی چشم را

    ۴    بر نماز که ايستادی دل را

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387;ساعت 18:9;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

(نامه به اشعث بن قیس فرماندار آذربایجان. این نامه پس از جنگ جمل و در شعبان سال ۳۶ ه.ج در کوفه نوشته شده است  )

هشدار در مورد استفاده ناروا از بیت المال :

همانا پست فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نبوده .بلکه امانتی در گردن تو است باید از فرمانده و امام

خود اطاعت کنی.تو حق نداری نسبت به رعیت استبداد ورزی و بدون دستور به کار مهمی اقدام نمایی . در

دست تو اموالی از ثروت های خدای بزرگ و عزیز است .و تو خزانه دار آنی تا به من بسپاری . امیدوارم

برای تو بدترین زمامدار نباشم . با درود              ترجمه نامه ۵

به خدا می اید مهدی فاطمه به خدا می اید مهدی فاطمه به خدا می اید مهدی فاطمه به خدا می اید مهدی فاطمه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387;ساعت 9:36;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

کرامات امام زمان (عج)

مقدمه
ديدار امام زمان(ع) پيش از آن كه به عاملى، زمانى يا مكانى بستگى داشته باشد، به عوامل روحى و معنوى وابسته است. بايد حجاب از چهره جان و ديده دل برداشته شود، تا قابليّت ديدار حاصل آيد. آنكس كه دل به مهر جمال دل آرايش باخته، و هواى وصال او را در جان مى پرورد بيش از هر چيز بايد به ترك گناه بينديشد، و به انجام واجبات و مستحبّات اهتمام ورزد. چون خود آن حضرت فرمودند:
 «فَما يَحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما يَتَّصِلُ بِنا مِمّا نُكْرِهُهُ وَلانُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ».( [1] )
 اگر نامه هاى عمل شيعيان كه هر هفته به ساحت مقدّس عرضه مى شود، سنگين از بار گناهانى نبود كه ناخوشايند آن بزرگوار، و خلاف توقّع و انتظار ايشان از ياوران شان است، اين دورى و جدايى به درازا نمى كشيد.

گفتم كه روى خوبت، از من چرا نهان است؟***گفتا تو خود حجابى، ورنه رخم عيان است

با نگاهى گذرا به شرح حال كسانى كه در طىّ دوران غيبت كبراى مولا امام زمان(ع)، سعادت شرفيابى به حضور مقدّسش را داشته، يا از كرامات و معجزات و عنايات خاصّه آن حضرت بهره مند گشته اند، مى توان دريافت كه بيشترين و مهمترين عامل در حصول اين توفيق الهى براى آنان، همان توجه قلبى و مواظبت هاى عملى و رعات تقوى و استمرار برگونه اى خاص، از عبادت خداوند و اطاعت اوليائش بوده است. با اين همه نقش زمان هايى خاص، چون شب هاى جمعه، نيمه شعبان، نيمه رجب، و مكان هايى خاص، چون مكه مكرمه، مسجد سهله و مسجد جمكران، براى حصول ديدار قائم آل محمد(ع) و بهره مندى از عنايات و الطاف آن حضرت، نبايد ناديده گرفته شود.
به يقين، شيفتگانى كه در راه محبت مولاى خويش، دست از هواى نفس شسته، و جان خويش را از كژى ها پيراسته، و دل را به معنويت ها آراسته اند، و يا حداقل به حالت اضطرار رسيده اند، اگر از بركات زمانى مناسب چون شب جمعه، و مكانى مناسب چون مسجد جمكران، بهره گيرند، آسان تر به وصال مى رسند. و بى پرده تر از فيوضات آنامام رحمت تأثير مى پذيرند.
وقتى بناست مسجد جمكران، خانه حجة بن الحسن(ع) و مهمانخانه او باشد، طبيعى است كه شرافت حضور آن حضرت را بيش تر دريابد. و بديهى است كه زائر اين مسجد، خصوصاً آن گاه كه با معرفت و حضور قلب و با شوق ديدار و توسّل خالصانه آمده باشد، سعادت بهرهورى از عنايات خاصّه آن حضرت را بيش تر داشته باشد.
اين تاريخ مسجد جمكران است ـ مسجد مخصوص امام زمان(ع)كه هزار و اندى سال پيش، به دستور حضرتش ساخته شد ـ آكنده از هزاران خاطره شيرين، از معجزات و كرامت ها و الطاف خاصّه آن بزرگوار رئوف، نسبت به شيعيانى كه از دور و نزديك، با كوله بارى ازاميد براى شفا طلبيدن يا حاجت خواستن يا رخصت ديدار يافتن، به آستان مقدسش، مشرّف مى شده اند.
آنچه پيش رو داريد تنها نمونه اى از اين هزاران خاطره است، هزاران خاطره اى كه اكثر آنها چه بسا در هيچ دفترى ثبت نشده، و بر هيچ زبانى تكرار نشده باشد. با اين همه همين چند نمونه كوتاه ـ برگزيده شده از دفتر ثبت كرامات مسجد مقدّس جمكران ـ از آن رو كه نشانه اى از استمرار اين عنايت ها در گذشته و حال و آينده، به شمار مى رود، مايه اميدوارى بسيار است براى آنها كه به جستجوى نشانى و به طلب عنايتى، روى به اين مسجد مى آورند.


واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران  (  نيمه شعبان 1421  )

شفاى پسر بچه فلج
 
يكى از اعضاى هيئت امناى مسجد مقدّس جمكران، كه بيش از بيست سال است كه توفيق خدمت به اين مسجد را دارد، چنين نقل مى كند:
«دقيقاً خاطرم نيست كه سال 51 بود يا 52. شب جمعه اى بود و من طبق معمول به مسجد مشرف شده بودم. جلوى ايوان مسجد قديمى، كنار مرحوم حاج ابوالقاسم ـ كارمند مسجد كه داخل دكه مخصوص جمع آورى هدايا بود ـ نشسته بودم.نماز مغرب و عشا تمام شده بود و جمعيت كم و بيش مشرف مى شدند. ناگهان خانمى جلو آمد در حالى كه دست دختر 12 ساله اش را گرفته بود و پسر بچه 9 ساله اى را هم در بغل داشت. نگاهى كردم و گفتم: بفرماييد! امرى داشتيد؟
زن سلام كرد و بدون هيچ مقدمه اى گفت: من نذر كرده ام كه اگر امام زمان(ع) امشب بچه ام را شفا دهد، پنج هزار تومان بدهم. حالا اول مى خواهم هزار تومان بدهم.
پرسيدم: آمدى كه امتحان كنى؟
گفت: پس چه كنم؟
بلافاصله گفتم: نقدى معامله كن; با قاطعيت بگو اين پنج هزار تومان را مى دهم و شفاى بچه ام را مى خواهم!
كمى فكر كرد و گفت: خيلى خب، قبوله. و بعد پنج هزار تومان را داد; قبض را گرفت و رفت.
آخر شب بود و من قضيه را به كلّىفراموش كرده بودم. خانمى را ديدم كه دست پسر بچه و دخترش را گرفته بود و به طرف دكّه مى آمد. به نظرم رسيد كه قبلا دختر بچه را ديده ام، ولى چيزى يادم نيامد. زن شروع به دعا كردن نمود و تكرار مى كرد و مى گفت: حاج آقا! خدا به شما طول عمر بدهد! خدا ان شاءاللّه به شما توفيق بدهد!
پرسيدم: چى شده خانم؟
گفت: اين بچه همان بچه اى است كه وقتى اول شب خدمتتان آمدم بغلم بود. و بعد پاهاى كودك را نشان داد. كاملا خوب شده بود و آثارى از ضعف يا فلج در پسرك نبود.
زن سفارش كرد كه شما را به خدا كسى نفهمد. گفتم: خانم! اين اتفاقات براى ما غير منتظره نيست. تقريباً هميشه از اين جور معجزه ها را مى بينيم.
گفت: هفته ديگر ان شاءاللّه با پدرش مى آييم و گوسفندى هم مى آوريم. هفته بعد كه آمدند، گوسفندى را ذبح كردند و خيلى اظهار تشكر نمودند. بچه را كه ديدم، او را بغل كردم و بوسيدم.

شفاى كسى كه لال شده بود
  اين جانب «ع ـ م» فرزند حسين، ساكن شاهرود، در اثر اصابت ضربه اى به جمجمه ام بى هوش شدم و به بيمارستان منتقل و بعد از 48 ساعت به منزل انتقال يافتم; در حالى كه در اثر آن ضربه، قوه گويايى خود را از دست داده و لال شده بودم. به چند دكتر در تهران و شهرستان ها مراجعه نمودم، ولى نتيجه اى حاصل نشد. تصميم گرفتم براى زيارت به قم بيايم و در شب چهارشنبه( [۱] ) براى شفا به مسجد مقدّس جمكران مشرف شوم. به حمدللّه موفق شدم و صبح چهارشنبه براى اداى نماز صبح از خواب بيدار شدم و در حالت لالى، مثل قبل، رو به قبله ايستادم كه نماز بخوانم. ناگهان در وسط نماز متوجه شدم كه مى توانم حرف بزنم. به بركت عنايت امام زمان(ع)زبانم باز شد و بقيّه نماز را با حالت عادى خواندم.       ۱ـ  مصادف با 28 شهريور سال 1368. 

 

برای مطالعه  دیگر کرامات به ادامه مطلب در همین پست رجوع کنید . 

به خدا می آید مهدی فاطمه به خدا می آید مهدی فاطمه به خدا می آید مهدی فاطمه به خدا می آید

مهدی فاطمه به خدا می آید مهدی فاطمه به خدا می آید مهدی فاطمه به خدا می آید مهدی فاطمه    


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387;ساعت 9:57;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

*دانستني هايي در مورد قرآن :

 

خواص برخي از سوره هاي قرآن :

 

سوره ي حمدوفاتحه :

 

حضرت ابي عبدالله (ع) : اگر سوره ي  حمد راهفتاد بار برمرده بخوانند

 

و روح در  بدنش باز آيد شگفت نيست.

 

امام جعفر صادق (ع) : درجواهرالقرآن مسطوراست هركه سوره ي فاتحه

 

راميان نافله ي صبح و نمازصبح بخواند به نيت صحت ازآن بيماري شفايابد.

  

 

سوره ي اذا وقعت الواقعه :

 

امام جعفر صادق (ع): دربرهان آمده كه هركس شبهاي جمعه سوره ي اذا

 

وقعت الواقعه  راقرائت كندخدا وخلق ا و را دوست مي دارند، ودردنياتنگي و

 

گدايي نبيندوآفتي ازآفات دنيا به وي نرسد و د رآخرت ازرفقاي اميرالمؤمنين باشد .

 

 در مصباح شيخ كفعمي آمده است :اگر زني درد زائيدن  دشوارشود سوره ي 

 

اذاوقعت الواقعه  را بنويسند و بر او بندند ،به آساني فارق شود.

 

پيامبر اكرم(ص): درخواص القرآن روايت است هركه سوره ي اذاوقعت

 

الواقعه را قرائت نمايد نوشته نشود ازغا فلان واگربنويسند و درمنزل بگذارند خير 

 

 وبركت درآن پيدا شود وكسي كه مواظبت برقرائت آن نما يد فقيرو بيچاره نشو د  

 

وموجب زيادي ،حفظ و تو فيق و  و سعت در  مال گردد.

 

 

 سوره ي يس:

 

درتفسيرمجمع البيان وتفسير برهان ولئالي الاخبار، ازامام جعفر صادق(ع)روايت

 

شده كه ايشان فرمودند: ازبراي هر چيزي قلبي است و قلب  قرآن سوره ي  يس

 

است، پس هركس قرائت كند اين سوره را پيش ازخوابيدن يا درروز پيش از آن

 

كه شام شود،ازمحفوظين واز مرزو قين بوده باشد و هركه در شب قبل ازخواب

 

قرائت كند حق سبحانه وتعالي موكل گرداند به اوهزارملك كه محافظت نمايند او

 

را ازشرشيطان رجيم وازهرآفتي ،واگردرآن روزبميرد اورا داخل بهشت گرداند

 

و درغسل او حاضرشوند سي هزارملك كه تمام آن ها براي او طلب آمرزش كنند

 

و با استغفارمشايعت  نما يند جنازه او  را تا سر قبر پس او را داخل  لحد  نمايند ،

            

مي باشند درجوف قبراو،وعبادت خدا مي كنند وثواب صلوات آن ها براي اوست

 

  و وسيع مي شود قبر او به قدري كه چشم كار كند و ايمن مي شود از فشار قبر و

 

از قبر او نوري به سوي آسمان ساطع مي شود تا وقتي كه از قبر بيرون آيد  پس

 

جميع آن ملائكه با او هستند وسخن مي گو يند و او را بشارت به خوشي مي دهند

 

ودر روي اومي خندند تا اورا ازصراط مي گذرانند ،پس اورا درجايي كه پيغمبران

 

هستند  قرارمي دهند وحق تعالي به او مي فرمايد : اي بنده ي من شفاعت كن در

 

هركه خواهي وسؤال نما هرچه خواهي تا به توعطا كنم ، پس شفاعت مي كند و

 

خدا قبول مي فرمايد وسؤال مي كند و خداعطا مي فرمايد وحساب كرده نمي شود

 

وخلا يق گويند «سبحان الله !گويا اين بنده يك گناه هم نداشت »

 

وازرفيقان  رسول اكرم مي باشد .

 

                     

            

 

با تشکر از

www.misaghenoor.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387;ساعت 9:0;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

فرهنگ انتظار بايسته هايي دارد كه بر دو نوع است .
اول بايسته هاي نظري كه شامل شناخت نظري و همه جانبه مهدويت و انتظار و نيز مطالعه در احوال و تاريخ زندگي حضرت مهدي (عج ) آن پيشواي بزرگ است .
دوم بايسته هاي عملي كه ايجاد رابطه عاطفي و معنوي با وجود مقدس امام زمان (عج ) پيروي از فرمانهاي او و آراستگي به فضيلتهايي است كه شايسته ياران مهدي (عج ) است .
اولين ومهمترين ويژگي فرهنگ مهدويت شناخت كامل و راستين وجود گرانقدار امام زمان (عج ) اين ذخيره بزرگ خداوندي است . اهتمام بر شناخت امام لزوم تبعيت وي را در پي خواهد داشت و پيروي از امام نيز ما را در مسير تربيت الهي قرار خواهد داد. انسان با شناخت صفات و ويژگي هاي پيشوايان خود را به صفات ممتاز آنان نزديك مي سازد و راه كمال را در پيش مي گيرد. انديشه در نامها و نشانهاي او تامل در نامه ها و فرمانهاي او تفكر در حكمت و اسرار غيبت تدبر در هدايت معنوي و ولايت تشريعي و تكويني در گستره شناخت امام قابل توجه است .
در روايتهاي فراواني از امامان معصوم (ع ) نيز به شناخت امام زمان (عج ) تاكيد شده است . رسول خدا(ص ) مي فرمايد : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه ) (هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد در مرگ جاهليت مرده است ).
انتظار سازنده
انتظار رفع تكليف نيست بلكه فهم تكليف است . از بايسته هاي فرهنگ انتظار درك درست و كامل مفهوم انتظار است . در قاموس بعضي از منتظران انتظار به مفهوم منتظر بودن و دست روي دست گذاردن و همه چيز را به حال خود رها كردن است تا سرانجام امام با ظهور خويش جهان را از فساد و تباهي برهاند. در واقع اين همان انتظار مخرب و ويرانگر و به نوعي رفع تكليف است . انسان با چنين برداشتي از مفهوم انتظار هرگز نمي تواند در جهت اصلاح جامعه گام بردارد.
در انتظار سازنده كه منتظران واقعي دريافت صحيحي از واژه انتظار دارند فهم تكليف نهفته است . منتظر با فهم تكليف به عدالت مي انديشد از هرگونه ظلم و بي عدالتي گريزان است و با هدف فراهم آوردن زمينه هاي دادگري و اصلاح فردي و اجتماعي مي كوشد. بر اساس اين عقيده شخص منتظر با آنكه مشتاق ديدار امام دادگر است خود نيز به مسئوليتهايش آگاه است و در راه دست يابي به آرمانهاي متعالي اش گام بر مي دارد از اين رو ياران مهدي موعود را بايد در ميان جان بركفان انقلاب و دين و حرمت گزاران به خانواده شهيدان وصالحان و نيكان يافت نه در ميان ساكنان ديار بي خبري و نه در جمع رفاه زدگان عافيت طلب .
انتظار در اين مفهوم فلسفه مقاومت است نه عامل تسليم انتظار آگاهانه جز اصلاح و راستي ثمري ندارد وبديهي است كه دستاورد مهم چنين انتظاري اميد به آينده اي روشن است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387;ساعت 16:59;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

وقتي انسان حقيقتا منتظر كسي باشد تمام رفتار و سكناتش نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال اگر منتظر ميهمان باشد حتما خانه را تميز و مرتب مي كند، وسايل پذيرايي را آماده مي كند و با لباس مرتب و چهره اي شاداب در انتظار مي ماند. چنين كسي مي تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان بوده است. اما كسي كه نه خانه را مرتب كرده است و نه وسايل پذيرايي را آماده نموده است و نه لباس مرتب و تميزي پوشيده است و نه اصلاً به فكر ميهمان است اگر ادعا كند كه در انتظارميهمان بوده همه او را ريشخند خواهند كرد و بر گزافه گويي او خواهند خنديد.
                   لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ            عشق بازان چنين مستحق هجرانند
بنابراين انتظار بايد قبل از آنكه از ادعاي انسان فهميده مي شود از رفتار و كردار او فهميده شود. نمي توان هر كسي را كه ادعاي دوستي و ولايت امام زمان(عج) را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آري «مشك آن است كه خود ببويد نه آنكه عطاربگويد».
با چنين توضيحي روشن است كه يك منتظر واقعي امام زمان بايد رفتارش به گونه اي باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان(عج) باشد. يعني در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند خوشحال شود و آماده باشد براي ياري امام زمان(عج) با مال و جان خويش جهاد نمايد و خود را درراه آن حضرت فدا نمايد. بنابراين يك منتظر واقعي اهل گناه و دلبستگي به دنيا نيست چرا كه چنين كسي نمي تواند از وابستگي ها و دلبستگي ها و آلودگي ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع) باشد.
با توجه به نكات ذكر شده مي توان برخي وظايف منتظر امام زمان(ع) را چنين ذكر كرد:
1. اولين شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامي انسان در انتظار كسي مي نشيند كه او را خوب بشناسد اما اگر انسان كسي را نشناسد ولو بداند كه آن شخص خواهد آمد برايش اهميتي نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان هم چنين است. كساني كه آن حضرت را نمي شناسند مانند كفار و يا اهل اديان ديگر، هرگز انتظار او را نمي كشند اما كساني كه او را مي شناسند و ارزش او را مي شناسند و مقام او رامي دانند منتظر او مي مانند.
كساني كه امام زمان(عج) را نمي شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه در اين حال بميرند در حال جاهليت از دنيا رفته اند. چنانكه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه؛ هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهليت از دنيا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص 331).
بنابراين اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان است و طبيعي است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بيشتر باشد انسان ارزش او را بيشتر درك خواهد كرد و به عظمت او بيشتر پي خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالي كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت هرگز احساس تشنگي و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت و بدين جهت از زمره منتظران او بيرون هستند. آري:
                وصل خورشيد به شب پره اعمي نرسد             كه در اين آينه صاحب نظران حيرانند
البته شناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاريخي وجود آن حضرت مانند اينكه امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالي است و مانند آن. اما گونه ديگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانيت آن حضرت است كه اين شناخت كار هر كسينيست و ظرفيت و لياقت زيادي مي خواهد. و در حقيقت اصحاب خاص امام زمان(ع) كساني هستند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته اند براي آگاهي از مقام عظيم امامت رجوع به زيارت جامعه كبيره و تأمل در معاني عميق و عجيب آن توصيه مي شود.
همچنين خواندن كتب معتبري كه در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است مي تواند انسان را تا حدي به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.
2. محبت به امام زمان(ع)؛ وظيفه ديگري است كه منتظران آن حضرت بايد در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهي است كه تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم كه او رابشناسد نمي تواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از ميهمان خود بدش بيايد چگونه مي تواند منتظر قدم او باشد و خود را براي پذيرايي از او آماده كند؟ پس تا محبت به امام زمان در وجود انسان شكل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمي تواند به وظايف منتظران واقعي عمل نمايد.محبت به امام زمان وظيفه اي است كه پيامبر اكرم(ص) نيز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا كه در قرآن كريم مي فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي» ؛ (شوري، آيه23).
3. ايجاد سنخيت با امام زمان(ع)؛ منتظران واقعي وضعيت روحي و فكري و عملي خود با به گونه اي سامان مي دهند كه سنخيت كاملي با امام زمان(ع) داشته باشند. آيا مي توان منتظر قدوم كسي بود و با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مي توان محبت كسي را داشت اما با او هيچ سنخيت و مشابهتي نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان از طريق تقويت ايمان و تقوا و فضايل اخلاقي و درجات معنوي حاصل مي شود. و تنها در اين صورت است كه مي توان ادعاي محبت به امام زمان را داشت. در صورتي كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دوري اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
طبيعي است كه هر چقدر اين سنخيت بيشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
4. ارتباط با منتظران ديگر؛ منتظر امام زمان مي داند كه برنامه آن حضرت يك برنامه جهاني است و بايد ياوران زيادي داشته باشد تا حركتش پيروز شود. بنابراين به فكر گسترش ياران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط با آنها به تقويت روحيات ايماني خود و ديگران خواهد پرداخت تا بر اساس تعاونوا علي البرّ و التقوي به كمك مؤمنان منتظر ديگر خود را آماده ظهور حضرت بنمايد.
5. دعا براي تسريع در ظهور امام زمان(ع)؛ منتظر واقعي هر لحظه انتظار محبوب را مي كشد و از خدا مي خواهد كه هر چه زودتر او را برساند بنابراين دعاي فراوان براي فرج آن حضرت از وظايف هميشگي منتظرآن حضرتش مي باشد. دعاي براي تسريع در فرج امام زمان مورد توصيه آن حضرت نيز مي باشد.
6. ارتباط با امام زمان(ع) به شكل هاي مختلف؛ اگر انسان منتظر محبوب خويش را نيابد سعي مي كند عدم دوري محبوب خويش را از طريق ديگري مانند تلفن و نامه جبران نمايد تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقل ارتباط ضعيفي با او داشته باشد. همچنين منتظر امام زمان وقتي موفق به زيارت آن حضرت نمي شود از طريق خواندن دعاي ندبه، زيارت آل ياسين، دعاي عهد كه از طرف بزرگان بسيار توصيه شده است، و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مي كند.
7. ياد فراوان حضرت؛ ياد كردن از محبوب عادت ديرينه منتظران عاشق است كه چندي منتظر محبوب خويش هستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببينند و حال خود را لا اقل با ياد او و نام او آرام مي كنند. به ياد آوردن امام عصر و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام امام و عنايت امام به شيعيان وظيفه ديگري است كه منتظران واقعي احساس مي كنند و بدين طريق همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مي دارند.
8. دادن صدقه براي سلامتي آن عزيز و يا حواله نمودن ثواب هايي براي آن حضرت
9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افكنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودي آن حضرت در بين منتظران.
10. اميدواري بر قيام و انقلاب آن يوسف زهرا(س) و اميد دادن به ديگران
11. ايجاد آمادگي دائم رزمي براي ظهور حضرت چنانكه در روايت آمده است: «ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما؛ هر يك از شما براي قيام قائم(عج)بايد آماده گردد هر چند با تهيه يك تير باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).
منتظران و ياوران مصلح جهاني بايد خود صالح باشند؛ بنابراين براي فراهم كردن زمينه ظهور حضرتشان، ما بايد از خود آغاز كنيم و با اراده اي محكم، عزمي راسخ و برنامه اي دقيق به اصلاح افكار و انديشه ها و نيز تغيير و اصلاح رفتار و كردارمان بپردازيم و با آگاهي ازوظايف عملي و گسترش شناخت خود از مباني ديني و معرفتي، در راه تقويت بنيه اعتقادي و اخلاقي خويش، تلاش و كوشش كنيم. و در يك جمله با اجتناب از معاصي، لغزش ها و گناهان و انجام دادن واجبات و وظايف ديني ـ در هر محيطي كه هستيم ـ به خودسازي اقدام كنيم و باتوبه از اعمال گذشته، قلب خويش را براي تجلّي نور الهي آماده سازيم. بنابراين گناهان گذشته ـ هر چند زياد باشد ـ نمي تواند مانع مهمي در راه رشد و كمال و پيوستن به جرگه منتظران و ياوران واقعي امام زمان(عج) باشد. پس با توبه واقعي، مي توان سيئات و بدي هاي گذشته را به حسنه و نيكي تبديل كرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.
قرآن راجع به حضرت مهدي(ع) و اصحاب ايشان مي فرمايد: «الدين ان مكناهم في الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنكر؛ كساني كه اگر در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز را به پا داشته و زكات را [به مستحق [مي بخشند و به معروف امر نموده و از منكر نهيمي كنند (حج، آيه 41).
امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مي فرمايد: «اين آيه براي آل محمد و مهدي(ع) و اصحاب او است».
در نتيجه اگر ما هم مي خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمام ورزيم. در اين رابطه به راه كارهاي زير توجه فرماييد:
1. ارتباط معنوي خود را با خداي متعال تقويت كنيد؛
2. نمازهاي يوميه را در اول وقت و حتي المقدور به جماعت بخوانيد؛
3. سعي كنيد در نماز حضور قلب داشته باشيد و هميشه خود را در محضر خداوند متعال بدانيد؛
4. از هر گونه گناه و معصيتي اجتناب كنيد؛
5. حجاب، متانت و وقار خود را كاملاً رعايت كنيد؛
6. بدانيد كه هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه مي شود و مورد بررسي قرار مي گيرد؛
7. اكنون كه در دوران تحصيل علم هستيد، بيشترين توجه خود را به درس و موفقيت تحصيلي داشته باشيد؛
8. با مطالعه كتاب هايي كه درباره امام زمان(ع)، آگاهي و شناخت خود را در اين زمينه تعميق و گسترش بخشيد؛
9. براي اصلاح اوضاع فرهنگي دانشگاه، به تنهايي يا به كمك ديگر دانشجويان متدين و دلسوز و يا به كمك بعضي از تشكل هاي مذهبي دانشگاه، امر به معروف و نهي از منكر كنيد و بدين وسيله جلو بعضي اعمال خلاف را بگيريد. در اين راه نهراسيد و خجالت هم نكشيد؛زيرا خشنودي و رضايت امام زمان(ع)، در گسترش ارزش هاي ديني و اخلاقي و اجتناب از گناه و خلاف است.

 

با تشکر از :www.nahadjame.ir 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387;ساعت 13:42;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

بسم رب الهدی (عج)

سخنانی از امیرالمومنین علی(ع) در رابطه با حضرت مهدی (عج) :

۱- از حضرت روایت است که فرمودند: او همانند خورشیدی که از مغرب طلوع می کند. بین رکن و مقام ظاهر شده و زمین را پاک کرده و ترازوی عدالت را وضع می کند. دیگر کسی به کسی ستم نمی کند.

۲- صاحب بیرق محمدی و بنیانگذار دولت احمدی می آید در حالی که شمشیر به دست اوست و وی جز سخن راست بر زبان جاری نمی کند و زمین را مهد آرامش قرار داده و احکام واجب و مستحب اسلام را زنده می کند.

۳- در آخرالزمان که روزگار سخت شده و مردم در جهل فرورفته اند خداوند مردی برگزیده را روانه می سازد که او را به وسیله فرشتگان خود تایید نموده ؛ و یارانش را محافظت کرده و وی را با آیات و معجزات یاری نموده و بر سراسر زمین مسلط می سازد تا همگان در برابر او خواه ، ناخواه تسلیم شوند. زمین را از قسط و عدالت و نور و برهان پر می کند. شرق و غرب جهان تحت تسخیر و تسلط او در می آیند. در روی زمین کافری نمی ماند جز آن که ایمان بیاورد و شخص ناشایسته ای نماند جز آن که به تقوی رو بیاورد.

با تشکر از :http://zohd.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387;ساعت 21:9;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

خدمتگزاری در محضر امام عصر علیه السلام شرایطی دارد که باید آنرا دانست. امام صادق علیه السلام می فرمایند: اگر من دوران مهدی علیه السلام را درک می کردم خدمتگزاری او را می کردم». امامی که بنیانگذار مکتب تشیع است و همیشه اهل علم و عبادت، بزرگترین وظیفه و عبادت را در دوران امامت امام عصر علیه السلام خدمتگزاری به مولا علیه السلام می داند. این وظیفه هر شیعه و محب امام زمان علیه السلام را بیان نموده و مقصد ما را مشخص می سازد.

 

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386;ساعت 18:26;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

تقدیم به پیشگاه

"حضرت اباصالح المهدی (عج)"

که مشتاقانه به راهش چشم دوخته ایم تا ساعت ظهور فرا رسد. آن گاه

خویش را با دست پر ((منتظر)) ی یابیم که :

در ((میقات ظهور)) به ((میعاد نور)) آمده است

تا

((جاء الحق)) را نظاره گر باشد و ((زهق الباطل)) را .

 

می آید ... از فراسوی تاریخ

با کوله باری به بزرگی همه رنج ها و به سنگینی انتظار .

بیابان پر فلاخن امید را سوار بر باد پای ایمان می پیماید تا دروازه ی

دشتزاران روشنایی را به روی غیبت زدگان هجران کشیده بازگشاید .

با مردانی اندک همه اما از قبیله ی پارسایان بر سپاهی گران و سراسر

از تاریکی پیروز می شود .

یاران او سره مردانی اند همه به صلابت کوه و مهربانی آب و لطافت

نسیم و درخشندگی آفتاب . خوراکشان ساده ترین پوشاکشان بی پیرایه

ترین سخنشان شیرین ترین و رفتارشان بزرگوارانه ترین .

او آن تک سوار وادی آرزو و معنای گل واژ ه هر ستاره شمار افزونی

این چنین یارانی است ...

با گیسوی مشک سود بوی بهشت در آسمان زمین می پراکند . دستار

پیامبری بر سر و عصای رسالت به دست و ردای نبوت بر دوش بالای

بلندش را وقاری سترگ می بخشد . دستان نیرومند ابروان پیوسته

دندان های رخشان بازوان پیچیده همه و همه نمادی از صولت حیدری

را می نمایاند .

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386;ساعت 6:54;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

 سوره قدر

 شب قدر، شب امام زمان(ع) است وملائكه وروح بر آن حضرت نازل شده، تقدير امور را در اختيار او مى گذارند .

پيشوايان معصوم(ع) در تفسير سوره قدر فرموده اند: فرشتگان در اين شب، مقدرات يك سال را نزد ولى مطلق زمان آورده، بر او عرضه وتسليم مى كنند. (1)

در چنين شبى كه به حضرت مهدى(ع) تعلق دارد، ياد جد بزرگوارش در دل ها زنده مى شود، چراكه يكى از اعمال مستحبى شب قدر، زيارت امام حسين(ع) است.(2)

هنگامى كه درد زايمان نرجس خاتون شروع شد، امام عسكرى(ع) به حكيمه خاتون فرمود: عمه جان سوره "انا انز لناه " را بر او بخوان 0 حكيمه مى گويد: من مشغول خواندن اين سوره شدم، ومى شنيدم كه طفلِ داخلِ رحم نرجس نيز، همان گونه كه من مى خوانم، مى خواند. در حال تعجب بودم كه امام عسكرى(ع) با صداى بلند فرمود: عمه جان از امر خدا تعجب مكن كه خداوند، زبان ما را دركودكى به حكمت بازكرده ودر بزرگى، حجت خود در زمين قرار مى دهد. (3)

در روايات آمده است كه در شب قدر، دعا براى حضرت را بايد بر دعا براى خود مقدم داشت وبهترين دعاها طلب نصرت وحفظ اوست و آن اين است: "اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه وعلى آبائه 00 " (4)

  1. كافى، كتاب الحجة باب فى شأن انا انزلناه

2. مفاتيح الجنان زيارت امام حسين(ع) در شب هاى قدر.

3.بحا رالانوار ج 51 ص 13

4. نجم ا لثاقب، باب يازدهم.

منبع:montazar.net

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386;ساعت 23:36;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

  سفره آراسته به طعام را گويند.

در روايت است كه وقتى حضرت مهدى (ع) ظهور مى كند، زيورهاى بيت المقدس، تابوت سكينه، مائده بنى اسرائيل و را بيرون مى آورد.

همچنين يك قفيز (1) از "من "كه براى بنى اسرائيل فرود آمده بود بيرون مى آورد، در حالى كه از شير سفيدتر است(2)

هنگامى كه ياران خاص عيسى(ع) گفتند: اى عيسى بن مريم آيا خداى تو مى تواند، خوانى را از آسمان بر ما فرود آورد، عيسى (ع) گفت: از خدا بترسيد و پس از آن همه آيات و بينات، بهانه نگيريد. اگر به راستى ايمان آورده ايد؟ گفتند: مى خواهيم از آن بخوريم و دلاهاى مان يك جهت شود و بدانيم كه تو در دعوى رسالتت به ما راست گفتى و بر آن گواه باشيم.

عيسى (ع) گفت: بار پررودگارا سفره اى را از آسمان فرو فرست كه ما را و مردمان پس از ما را، عيد بود و از سوى تو نشانى باشد و تو بهترین روزى دهندگانى خداوند فرمود: من آن را به شما خواهم فرستاد، ولى پس از آن، اگركسى كافرگشت وى را عذابى كنم كه هيچ كس را آن چنان عذاب نكرده باشم (3) دانشمندان در اين مائده اختلاف كرده اند كه آيا فرود آمده يا نه "حسن " ومجاهد گفته اندكه نازل نشد و حواريون، پس از آن كه آن شرط سخت و سنگين را مترتب بر آن دانستند، از خواسته خود دست برداشتند، ولى صحيح آن است كه مائده نازل شد اول بهدليل اين كه خداوند فرمود: "انى منزلها" و وعده خدا تخلف ناپذير است، دوم به دليل ديگر اخبار مستفيضه كه از پيامبر(ص) و تابعين در اين باره آمده است 0 دركيفيت آن نيز اختلاف است .

از عمار ياسر از حضرت رسول(ص) آمده كه آن مائده، نان وگوشت بوده است.

ابن عباس گفته: حضرت عيسى (ع) به آنان گفت: سى روز روزه بداريد، آن گاه هر چه از خدا بخواهيد شما را مى دهد. آنان روزه را به انجام رساندند و ملائكه، هفت گرده نان و هفت ماهى آوردند و همه مردم از آن خوردند تا سير شدند.

اين قول از امام باقر(ع) نيز نقل است. قتاده گفته است كه: هر صبح و شام، آن مائده بر ياران عيسى (ع) نازل مى شد (4)

  ا. قفير واحد وزن و معادل 90 رطل عراقى است

2. الزام النا صب، ج 2 ص 299.

3. سوره مائده، 112.

4. معارف و معاريف ج 9 ص 3.

منبع: montazar.net
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386;ساعت 8:11;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

بهای سنگین پیروزی

اگر چه آن حضرت به پیروزی نهایی می رسد و مستضعفان را حاکم بر زمین

و وارث آن می گرداند و مستکبران را نابود می سازد لیکن ریشه کن کردن

مستکبران رایگان به دست نمی آید بلکه فداکاری و نبرد و مبارزه و قربانی

دادن و قربانی شدن لازم دارد .

این خام اندیشی است که انسان بگوید : به من چه ؟ به تو چه ؟ آن حضرت

وقتی که ظهور کرد خودش همه چیز را اصلاح می کند ! چنین کسی گرفتار 

فکر بنی اسرائیلی است که به کلیم خدا حضرت موسی (ع) می گفتند :

(( فاذهب انت و  ربک فقاتلا انا هیهنا قاعدون )) . 1 صاحب چنین اندیشه ای

به امام غایب علاقمند است نه امام قائم . لذا وقتی که آن حضرت ظهور می

کند اولین کسانی

که در مقابل آن حضرت می ایستند و نافرمانی می کنند صاحبان این گونه

اندیشه های متحجرانه هستند .

1 - سوره مائده آیه 24 . تو و خدایت بروید بجنگید ما اینجا در انتظار پیروزی شما می

نشینیم .

 

منبع : کتاب عصاره خلقت تالیف آیت الله جوادی آملی

 

بر قامت دلربای مهدی فاطمه (عج) صلوات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386;ساعت 22:11;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

امام صادق (ع) می فرماید :

سه چشم درروز قیامت هرگز بسته نخواهد شد و همیشه باز است :

1 - چشمی که به گناه نگاه نکند

2 - چشمی که در تاریکی شب برای خدا بگرید

3 - چشمی که در نیمه شب برای رضای خدا باز بماند

 

رمضان ماه انسان سازی است التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386;ساعت 11:43;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

حرز امام مهدی (عج)

حرزی که برای حضرت ولی عصر(ارواحنا له الفداه) در احادیث وارد شده چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مالک الرقاب و یا هازم الاحزاب یا مفتح الابواب یا مسبب الاسباب سبب لنا سببا لا

نستطیع له طلبا بحق لا اله الا الله محمدرسول الله صلوات الله علیه وعلی آله اجمعین.1

 

 1 - المصباح للکفعمی ص 305 مهج الدعوات ص 45

 

 

آقا جان پس کی می آیی ؟

چشم ها منتظرت تا تو بیایی

بر چهره دلربای مهدی فاطمه (عج) صلوات

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386;ساعت 22:29;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین

و صلی الله علی سیدنا محمد و آله اجمعین سیما الامام المبین الحجه القائم

المنتظرالمهدی(عج)

 

فضیلت انتظار:

امام سجاد (ع) می فرماید :

مردم زمان آن حضرت (مهدی عج ) که به امامت او قائل و به ظهورش منتظر

هستند

از اهل تمام زمان ها افضل می باشند خدا آنان را در ردیف کسانی قرار می

دهد که در

رکاب رسول خدا (ص) شمشیر می زدند .

امام باقر (ع) می فرماید :

کسی که بمیرد و برای او امامی نباشد ( امام خود را نشناسد ) به مرگ

جاهلیت مرده

است و اگر کسی بمیرد ولی به امام خود عارف باشد تقدم و تاخر ظهور امام

برای او

زیانی نرساند و آنکه بمیرد و امام زمانش را بشناسد مانند کسی است که با

قائم (عج)

در خیمه ی او باشد .

امام رضا (ع) می فرماید :

از با فضیلت ترین اعمال امت من انتظار فرج از سوی خداوند خواستن است .

امام علی (ع) می فرماید :

منتظر فرج باشید از نسیم الهی مایوس نباشید زیرا محبوب ترین اعمال در

نزد

خداوند بزرگ انتظار فرج است .

رسول اکرم (ص) می فرماید :

از بالاترین عبادات انتظار فرج است .

امام موسی بن جعفر (ع) می فرماید :

با فضیلت ترین و ارزشمند ترین شهداء از نظر بلندی مقام در روز رستاخیز

شهیدی

است که یاری کرده خدا و پیامبرش را با ایمان به غیب ( بدون درک حضور

معصومین)

 

منبع : کتاب علائم ظهور تالیف محسن همتی

 

ان الحق فی آل محمد ( ص)

تقدیم به همه دوستداران و ارادتمندان صدیق حضرت مهدی (عج) که منتظر آمدنش هستند

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386;ساعت 23:5;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

روز ظهور روز خداست

وذکر هم با یام الله

و روزهای خدا را به یادشان بیاور .

سوره ابراهیم آیه 5

امام باقر (ع) فرمودند :

روزهای خدا سه روز است : 1- روزی که قائم (عج) قیام کند 2- روز رجعت 3- روز

قیامت . خصال صدوق ص 108

 

ایمان اهل کتاب به مهدی (عج)

و ان من اهل الکتاب الا لیومنن به قبل موته و یوم القیامه یکون علیهم شهیدا

و همه اهل کتاب قبل از مرگ به او ایمان می آورند و او در قیامت گواه آنان است .

سوره نساء آیه 159

امام باقر (ع) فرمودند :

عیسی (ع) قبل از قیامت به زمین می آید و پشت سر مهدی (عج) نماز می گذارد و

پیروان همه ادیان نیز - به سبب ایمان مسیح (ع) - به مهدی (عج) ایمان می آورند .

 

مهدی (عج) مضطر حقیقی

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض

آیا کیست که دعای درمانده و مضطر را اجابت کند و اندوه را دور سازد و شما را

جانشینان روی زمین قرار دهد ؟

سوره نمل آیه 62

امام باقر (ع) فرمودند :

این آیه درباره قائم آل محمد (عج) است آنگاه که خروج کند در کنار مقام ابراهیم

نماز می گذارد و به درگاه الهی تضرع می کند .

تفسیر برهان ج 3 ص 308

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

مهدی جان هر کس تو را ندارد جز بی کسی چه دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386;ساعت 22:42;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

استقامت پایداری و شجاعت

در صدر اسلام استقامت و پایداری و شهامت پر توان مسلمانان در برابر تند باد های

حوادث ازعوامل پیروزی بود اینک نیز برای پیروزی در نیل به تکمیل اسلام به دست

حضرت مهدی (عج) نیاز به صبر و پایداری است .

نمونه های صبر و استقامت مسلمانان صدر اسلام در تاریخ بسیار است و نمونه های

صبر و استقامت در جنگ های اسلامی به خوبی در روحیه مسلمانان آشکار است آنها

با کمترین نفر و کمترین ابزار جنگی پوزه بزرگترین ارتش دشمنان را به خاک مالیدند .

مثلا جعفر طیار (ره) برادر امام علی (ع) در جنگ موته ( جنگ با ابر قدرت روم ) با اینکه

دو دستش قطع شده بود و نود زخم به بدنش رسیده بود پرچم را با دو بازوی بریدهاش

نگهداشته بود و همچنان می جنگید . 1

قرآن 104 بار سخن از صبر و استقامت به میان آورده و در آیه 200 سوره آل عمران

می فرماید :

(( یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون ))

(( ای کسانی که ایمان آوردید استقامت کنید و در برابر دشمنان نیز پایداری به خرج

دهید و از مرز های خود مراقبت به عمل آورید و از خدا بپرهیزید شاید رستگار شوید ))

مسلما برای زمینه سازی برای یک حکومت جهانی اجرای این دستورات نیز لازم

و ضروری است .

 

1 - بحار ج 21 ص 53

منبع : کتاب حضرت مهدی (عج) فروغ تابان ولایت تالیف محمد محمدی اشتهاردی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386;ساعت 22:47;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

(( یاد ))

اگر کسی امام زمان (عج) را شناخت دیگر یادش را از خاطر نخواهد برد .

اگر کسی مهربانی های او را دید دیگر فراموشش نخواهد کرد .

اگر کسی احساس انس با امام زمان (عج) کرد آنگاه همیشه به یادش خواهد بود .

راستی مگر می شود کسی که پدرش را برادرش را دوست مشفق و دلسوزش را از

یاد نمی برد امام زمانش (عج) را به فراموشی بسپارد ؟!

حق کدامین پدر افزون تر از حقوق امام زمان (عج) است ؟

دلسوزی چه دوستی بیشتر از دلسوزی ها و محبت های او است ؟

او خود خطاب به شیعیانش می فرماید :

(( انا غیر مهملمین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم )) 1

(( ما در مراعات حال شما کوتاهی نمی کنیم و یادتان را از خاطر نمی بریم )).

وقتی او که ذخیره همه هستی ثمره همه رسالت ها منبع همه کمالات سرچشمه

همه خیرات و جلوه گاه همه نیکویی ها و زیبایی ها است یاد شیعیان را از خاطر

نمی برد آیا رواست فراموشی آنان نسبت به آن امام مهربان !؟

که می فرماید :

(( ... و لو ذلک لنزل بکم اللاواء و اصطلمکم الاعداء )) 2

(( اگر یاد او نبود بلا های سخت بر شیعیان فرود می آمد و دشمنانش آنان را نابود

می کردند )) .

این که او به یاد شیعیانش بود و برایشان دعا کرد و در فتنه های بنیان سوز دوره

غیبت عنایت خویش را از آنان دریغ نداشت باعث استقرار و استمرار حیات ایشان

بود آیا رواست غفلت آنان از او و حقوق آن بزرگوار ؟!

 

1 - احتجاج طبرسی چاپ اسوه ج 2 ص 598 تامه به شیخ مفید

2 - همان نامه . همان مدرک

منبع : کتاب وظایف منتظران تایف واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران

 

االلهم عجل لولیک الفرج

 

در انتظار آن روزی که بگویند جاء المهدی (عج)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386;ساعت 21:24;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

حکمت غیبت امام زمان (عج)

خدای سبحان وعده داده است که بندگان صالح خود را به خلافت و حکومت زمین برساند : (( وعد الله الذین

امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض )) 1 چنان که حضرت ولی عصر (عج) نیز با تلاوت آیه

(( و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین )) 2 در هنگام تولد به

حتمیت تحقق وعده خدا اشاره کرده است .

به حکومت رسیدن صالحان امامت پیدا کردن و به وراثت زمین رسیدن آنان متوقف بر شرایطی است که

بدون تحقق آن شرایط ممکن نخواهد بود .

هر چند خدایی که قادر مطلق است و با امر تکوینی (( کن )) هر چه بخواهد انجام می دهد : (( انما امره اذا

اراد شیئا ان یقول له کن فیکون )) 3 در فیض رساندن مرهون شرایط و اسیر امکانات دیگر نیست و

می تواند تمام فیوضات خود را یک جا نازل کند و هر وقت که بخواهد زمینه حاکمیت صالحان را فراهم

آورد لیکن مشکل فیض گیرندگان این است که نمی توانند تمام فیض را یک جا و بدون مراعات شرایط

زمانی مکانی و امثال آن دریافت کنند و نیاز به تدریج دارند .

 

1 - سوره نور آیه 55

2 - سوره قصص آیه 5

منبع : کتاب عصاره خلقت تالیف آیت الله جوادی آملی

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386;ساعت 22:18;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

امام مهدی در سخن ائمه اطهار(ع)

در سخن حضرت فاطمه زهرا (س)

جابر می گوید : خدمت حضرت فاطمه زهرا (س) رفتم لوحی نزد آن بانو بود که در آن نام های

امامان نوشته شده بود ( از آن جمله درباره دوازدهمین امام چنین آمده بود ) پس از امام یازدهمین

(امام حسن عسگری (ع) ) راه امامت را کامل می کنم با فرزندش که رحمت برای همه جهانیان است.

او ( امام دوازدهم ) دارای کمال موسی و شکوه عیسی و شکیبایی ایوب است ... در زمان (غیبت)

این امام دوستان من ( دینداران راستین ) به مشکلات گرفتار شوند ...آنان به حق دوستان منند (

چون دردینداری پایداری می کنند ) . درود و رحمت خداوند بر آنان باد .آنان ( مردمان در دوران

غیبت ) بی گمان هدایت شدگان و راه یافتگانند . 1

 

 

در سخن حضرت امام حسن (ع)

... (امام ) قائم که (هنگام ظهورش ) حضرت عیسی (ع) از آسمان فرود می آید و پشت سر او نماز

می گذارد ... تولدش از مردمان پنهان است و از چشم ها غایب می شود ... او نهمین فرزند برادرم

حسین است (ع) و فرزند بهترین زنان . عمری طولانی دارد و خداوند او را (در زمین ) آشکارمیسازد

در سیمای انسانی چهل ساله تا همگان بدانند که خداوند بر هر کاری قادر است . 2

 

1 - کمال الدین 310/1

2 - کمال الدین 316/1

منبع : کتاب امام مهدی (عج) و آینده زندگی تالیف مهدی حکیمی

 

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386;ساعت 22:42;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

 در بسياري از رواياتي كه از پيامبر گرامي اسلام‏(ص) و امامان معصوم‏(ع) نقل شده، اين نكته مورد تأكيد قرار گرفته است كه ظهور نيز همانند قيامت، ناگهاني و غير منتظره فرا مي‏رسد و زمان آن را هيچ‏كس جز خداوند حكيم نمي‏داند.

 از جمله در روايتي كه امام رضا(ع)  به واسطة پدران بزرگوارش از پيامبر اكرم‏(ص) نقل مي‏كند چنين آمده است:
 
به پيامبر(ص) عرض شد: اي فرستادة خدا! آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور مي‏كند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است. «تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش مي‏سازد. فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر شما نيايد».1و2

امام باقر(ع)  نيز در تفسير اين آية شريفه:
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّ السَّاعَةَ أَنْ تَأتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لايَشْعُروُنَ.3
 آيا چشم به راه چيزي جز آن ساعتند كه ناگاه و بي‏خبرشان بيايد؟
مي‏فرمايد:

 مراد از ساعت، ساعت [قيام] قائم‏(ع)  است كه ناگهان برايشان بيايد.4

حضرت صاحب‏الامر(ع)  نيز در يكي از توقيعات خود بر اين نكته تأكيد مي‏ورزند كه ظهور ناگهاني و دور از انتظار فرا مي‏رسد:
 
فرمان ما به يكباره و ناگهاني فرا مي‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي كسي سودي ندارد و پشيماني از گناه كسي را از كيفر ما نجات نمي‏بخشد.5

اين دسته از روايات از يكسو هشداري است به شيعيان كه در هر لحظه آمادة ظهور حجت حق باشند و از سويي ديگر تذكري به همة كساني است كه در پي تعيين وقت براي ظهورند.
 
+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386;ساعت 19:34;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

(( روزی عالمیان همه دست برادری ومساوات به هم خواهند داد و آن روز است که بدبختی

و تیره روزی بر عرصه جهان یافته نخواهد شد)). 1

ویکتور هوگو

 

امام صادق (ع) :

امام مهدی (عج) عدالت را همچنان که سرما و گرما وارد خانه میشود وارد خانه های مردمان

می کند وداد گری او همه جا را فرا می گیرد. 2

 

1- بینوایان 1/88 ویکتور هوگو ترجمه حسین علی مستعان

2- بحار الانوار 52/362

 

منبع : کتاب امام مهدی (عج) و آینده زندگی تالیف مهدی حکیمی

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386;ساعت 22:21;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

حضور در میان مردم

(( ... ان یکون صاحبکم المظلوم المجحود حقه صاحب هذ الامر یتردد بینهم و یمشی فی اسواقهم

و یطا فرشهم و لا یعرفونه حتی یاذن الله له ان یعرفهم نفسه ...)) 6

صاحب این امر... در میان مردم راه میرود در بازارهایشان رفت و آمد می کند روی فرشهایشان

گام بر میدارد ولی او را نمی شناسند مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفی کند.

در روایت دیگری از امیر المومنین (ع) نیز چنین آمده است :

((فورب علی ان حجتها علیها قائمه ماشیه فی طرقاتها داخله فی دور ها و قصور ها جواله فی شرق

الارض و غربها تسمع الکلام و تسلم علی الجماعه تری ...)) 7

سوگند به خدای علی حجت خدا در میان آنان هست در کوچه و بازار آنها گام بر میدارد و بر

خانه های آنان وارد می شود و در شرق و غرب جهان به سیاحت می پردازد و گفتار مردمان را

می شنود و بر اجتماعات آنان وارد شده سلام می دهد او مردمان را می بیند ... .

در دعای ( ندبه ) می خوانیم :

((بنفسی انت من مغیب لم یخل منا بنفسی انت من نازح ما نزح عنا . ))

جانم فدایت ! تو آن غایبی هستی که از میان ما بیرون نیستی جانم فدایت !‌تو آن دور شده از وطنی

هستی که از ما دور نیستی .

 

6- ر.ک الاحتجاج طبرسی ج 2 ص 535 و 542

7- همان ج 2 ص 596

منبع: کتاب پیدای پنهان تالیف مسعود پور سید آقایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم شهریور 1386;ساعت 21:19;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

دیدارها

از آن هنگام که خورشید جهان افروز و حیات بخش وجود حضرت مهدی (عج) در پس پرده غیبت

قرار گرفته و ما نیازمندان به چاهسار عدم درک فیض حضرتش در غلطیده فروافتاده ایم بزگواران

بسیاری به خاطر پاکی شان به فیض ملاقات با آنحضرت نائل شده اند . آنها که ازصمیم قلب دیدار

با حضرت مهدی (عج) را طلب کرده با اعمال پاکشان خود را آماده این وصلت و درک فیض کرده

اند توانسته اند با آنحضرت دیدار نمایند .

چه کس توان آن را دارد که منکر ملاقات های سید بزرگوار رضی الدین بن طاووس با حضرت

مهدی (ارواحنا له الفداه ) شود . کدامین کوردلی است که ملاقات های علامه بحر العلوم را با

حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه ) باور ننماید ؟ یا کدام جاهلی ماجرای شیخ حرّ عاملی را که

به وسیله آن بزرگوار در کودکی شفا یافت و پس از آن ازعالمان بزرگ شیعه گردید و کتاب

پر ارج وسائل الشیعه را تدوین نمود را کتمان می کند ؟

آن حضرت بارها نشان داده اند که اگرکسی پیدا شود که از صمیم قلب او را بخواند و با عمل

صالح خود عشق خود را به آن بزگوار اثبات نماید آن حضرت نیز خواهش وی را بدون پاسخ

نخواهد گذاشت و او را به دیدار خود مفتخر خواهد ساخت .

 

منبع : کتاب شناخت امام زمان (عج) تالیف سید محمود علوی

یا مهدی جان

گفتم که در کنارت جان را کنم نثارت

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386;ساعت 21:24;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

قیام حضرت مهدی (عج)

بر اساس روایات هنگامی که وقت ظهور فرا رسید حضرت مهدی (عج) به مکه می روند 313 تن از یاران خاصش

آرام آرام گرد ایشان جمع می شوند . 1

هنگامی که وقت ظهور فرا رسد صیحه ای در آسمان بلند می شود که تمامی مردم جهان صدای آن را به زبان خود

می شوند و می فهمند . آن صدا فریاد بر می آورد که :

جاء الحق و زهق الباطل.

حق آمد و باطل از بین رفت.

مومنین با شنیدن این صدا به مکه سرازیر می شوند ( در روایات وارد شده : هر گاه حضرت مهدی (عج) ظهور

نمود به طرف او بروید گر چه به صورت سینه خیز به روی برف باشد 2 ) تا عده آنها به 10000 تن برسد آن

هنگام حضرت مهدی (عج) به طرف مدینه می روند و آنجا را فتح می نمایند . سپس به طرف کوفه حرکت می کنند .

در کوفه خیمه ها برپا می کنند و قرآن را به مردم تدریس می نمایند و ... .

 

1 - منتخب الاثر فصل7باب5 ص 475

2- منتخب الاثر فصل 2 باب 1 ص 170

منبع : کتاب شناخت امام زمان تالیف سید محمد علوی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386;ساعت 22:22;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

اصحاب حضرت مهدی (عج)

بزرگترین آرزوی هر شیعه ای یاری دادن به امام خویش است و هر کسی دوست دارد که امام زمان (عج) خویش

را یاری کند و جزء‌اصاب او قرار گیرد . پس دانستن این نکته الزامی است که اصحاب او باید دارای چه ویژگیهایی

باشند .

به هنگام ظهور 313 تن از سراسر جهان گرد او جمع می شوند و او را یاری مینمایند . ایشان پاک مردانی

هستند که قلبشان مملو از محبت آن حضرت است مردانی صالح و چون گنجهایی در زمین پنهانند خدا را آنطور

که باید میشناسند همگی جوانند و هر کدام از آنها به اندازه چهل مرد قدرت دارند در یقین خود از آهن محکمترند

و اگر از کوه بگذرند آن را پاره پاره می کنند جز برای خدا شمشیر نمی کشند با هیچ دشمنی روبه رو نمی شوند

مگر آنکه او را شکست دهند در راه خدا از هیچ سرزنشی هراس ندارند و ... . ‍‍‍‍‍‍‍‍1

آری چنین کسانی او را یاری خواهند کرد . باید دانست که این 313 تن تنها کسانی نیستند که به هنگام ظهور

او را یاری می کنند بلکه اینان یاران خاص حضرت مهدی (عج) و سران لشگر اویند . به این ترتیب او لشکریانی

بسیار دارد که غیر از 313 نفر فوق الذکر می باشند .

 

1- منتخب الاثر فصل 6 باب 1 ص 421

 

منبع : کتاب شناخت امام زمان (عج) تالیف سید محمد علوی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386;ساعت 21:31;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

یاری مهدی (عج) یاری خداست

 

حتی اذا استیاس الرسل وظنوا انهم قد کذبوا جائهم نصرنا فنجی من نشاء و لا یرد باسنا عن القوم المجرمین .

 

چون پیامبران نومید شدند وچنان دانستند که آنها را تکذیب می کنند یاریشان کردیم و هر که راخواستیم نجات دادیم

و عذاب ما از مردم گنهکار بازگردانیده نشود.

سوره یوسف آیه 110

 

حضرت علی (ع) فرمودند :

زمان فرارسیدن یاری خدا زمان قیام قائم ما مهدی (عج) است.

ینابیع الموده ص 509

 

 

جاء الحق

وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

بگو : که حق امد و باطل نابود گشت که به راستی باطل از بین رفتنی است.

سوره اسراء آیه 81

امام باقر (ع) فرمودند :

هنگامی که مهدی (عج) قیام کند دولت های باطل از بین می روند .

بحار ج 51 ص62

 

ایمان مردم به مهدی (عج)

افغیر دین الله یبغون و له اسلم من فی السماوات والارض طوعا و کزهاو الیه یرجعون .

آیا جز دین خدا را می جویند در حالیکه هر که درآسمانها و زمین است خواه وناخواه به فرمان خداوند گردن

نهاده است وهمه به سوی او بازگردانده می شوند.

سوره ال عمران آیه83

امام صادق (ع) در باره این آیه شریفه می فرمایند :

هنگامی که مهدی (عج) قیام کند هیچ نقطه ای از زمین نمی ماند مگر اینکه به یگانگی خدا و رسالت پیامبر اکرم (ص)

گواهی دهد .

تفسیر صافی ج1 ص276

 

منبع : کتاب مهدی (عج) در قرآن به کوشش رضا فیروز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386;ساعت 22:6;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                            متن نامه‌های پیامبر اسلام به سه پادشاه بزرگ

پیامبر اسلام بر قوم و قبیله خاصى مبعوث نشده بود تا پیام وی در محدوده آن قوم و قبیله محصور بماند، بلکه بر طبق آموزه‏هاى قرآنى مأموریت داشت پیام خود را به عموم مردم فارغ از تمایزات قومى، نژادى و زبانى ابلاغ کند. از این رو در سال ششم هجرى و در راستاى رسالت جهانى خویش، با ارسال نامه‏هایى به سران ممالک همجوار آن روزگار، گام مهمى در جهت سیاست‏ خارجى برداشت.
پیامبر که در این زمان دغدغه خاطر چندانى از جانب یهودیان مدینه و شرارتهاى آنها نداشت و نیز به دلیل انعقاد معاهده صلح حدیبیه، از جانب مشرکان مکه احساس خطر جدى نمى‏کرد بر آن شد تا نامه‌هایى را به سران کشورهاى همجوار ارسال نماید و آنها را به اسلام فراخواند. 
پیامبر اکرم سه نامه به سران کشورهای مطرح آن روز نگاشت تا آنان را به اسلام دعوت کند . نجاشى حاکم حبشه ، خسرو پرویز شاهنشاه ایران و هرقل  امپراتور روم شرقى .

* نخستین نامه، نامه‏اى است که از سوى پیامبر و توسط دحیة کلبى به هرقل امپراتور روم شرقى ارسال شد:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد بن عبدالله و رسوله الى هرقل عظیم الروم سلام على من اتبع الهدى. اما بعد: فانى ادعوک بدعایة الاسلام، اسلم تسلم و اسلم یؤتک الله اجرک مرتین. فان تولیت فعلیک اثم الاریسین.
به نام خداوند بخشنده مهربان
از محمد بنده و فرستاده خدا به هرقل، بزرگ رومیان
کسى که پیرو راستى گردد گزند نمى‏بیند. اسلام بیاور تا سالم بمانى و اسلام بیاور تا خدا دوبار تو را پاداش دهد و اگر از پذیرش آن سر باز زدى، گناه رعایا (کشاورزان) بر گردن تو خواهد بود.

* دومین نامه مورد توجه طبرى که به انعکاس آن پرداخته است مکتوب پیامبر اسلام به نجاشى پادشاه حبشه است که عمر و بن ابى امیه ضمرى مأمور ابلاغ آن شده بود:
بسم الله الرحمن الرحیم
من رسول الله الى النجاشى الاصحم ملک الحبشه .
سلم انت . فانى احمد الیک الله الملک القدوس السلام المومن المهیمن و اشهد ان عیسى بن مریم روح الله و کلمته القاها الى مریم البتول الطیبه الحصینه فحملت ‏بعیسى فخلقه الله من روحه و نفخه کما خلق آدم بیده و نفخه . انى ادعوک الى الله وحده لاشریک له و الموالاة على طاعته و ان تتبعنى و تومن بالذى جاءنى، فانى رسول الله و بعثت الیک ابن عمى جعفر و نفرا معه من المسلمین . فذا جاءک فاقرهم، و دع التجبر. فانى ادعوک و جنودک الى الله، فقد بلغت و نصحت، فاقبلو نصحى . والسلام على من اتبع الهدى . 
به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد پیامبر خدا به نجاشى اصحم پادشاه حبشه.
تو با ما در صلح هستى . من بر خداى ملک قدوس سلام مؤمن مهیمن درود مى‏گویم و شهادت مى‏دهم که عیسى پسر مریم روح خدا و کلمه اوست که وى را به مریم دوشیزه پاکیزه القا کرد و عیسى را بار گرفت و خدا عیسى را از روح خود آفرید، چنان که آدم را با دست و دمیدن روح خود در او آفرید. من تو را به خداى یگانه بى‏شریک و اطاعت از وى دعوت مى‏کنم که پیرو من شوى و به خدایى که مرا فرستاده ایمان بیاورى که من پیغمبر خدایم و پسر عمویم جعفر و جمعى از مسلمانان را به سوى تو فرستاده‏ام و چون بیایند، آن‏ها را بپذیر و از تکبر بر کنار باش که من تو را با سپاهت ‏به سوى خدا مى‏خوانم. من پیام خدا را ابلاغ کردم و اندرز دادم . اندرز مرا بپذیر و درود بر آن که پیرو هدایت‏ شد.

* مکتوب پیامبر به خسرو پرویز پادشاه ایران که توسط عبدالله بن حذافه سهمى به خسرو رسانده شد، سومین نامه‏ اى است که طبرى آن را این گونه گزارش کرده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد رسول الله الى کسرى عظیم الفارس . سلام على من اتبع الهدى و آمن بالله و رسوله و شهد ان لااله الا الله وحده لاشریک له و ان محمد عبده و رسوله. ادعوک بدعاء الله فانى رسول الله الى الناس کافة لانذر من کان حیا و یحق القول على الکافرین. فاسلم تسلم . فان ابیت فان اثم المجوس علیک . 
به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد فرستاده خدا به خسرو، بزرگ پارسیان. درود بر آن که پیرو هدایت ‏شود و به خدا و پیغمبر وى ایمان آورد و شهادت دهد که خدایى جز خداى یکتا نیست. من پیامبر خدا به سوى همه کسانم تا زندگان را بیم دهم . اسلام بیاور تا سالم بمانى و اگر دریغ کنى گناه مجوسان به گردن تو است.

پايگاه استاد حسين انصاريان

منبع: خبرگزاری مهر

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386;ساعت 22:20;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

از درد به خودش می پیچید . دست به دیوار گرفته

بودوراه می رفت. وارد مسجدالحرام شد. رسید کنار

کعبه پرده کعبه را گرفت زیر لب زمزمه می کرد.

دعایش که تمام شد کعبه لرزید و دیوارش شکافته شد

فاطمه وارد کعبه شد و دو طرف دیوار چسبید به هم.

مثل اولش.

زن ها توی خانه برای شوهرهایشان می گفتند و

مردها توی بازار برای هم.

سه روز بود که فاطمه بنت اسد همسر ابوطالب

از یک شکاف رفته بود توی خانه کعبه وبیرون

نیامده بود. آن هم کی ؟ موقع درد زایمان.

آب. غذا. کمک برای زایمان. چه کار می کرد

فاطمه تنها؟

گفتند:در این مدت غذایت چه بود؟

گفت:میوه ها و غذاهای بهشتی؟

گفتند : نامش را چه گذاشتی؟

گفت:از کعبه که می آمدم بیرون صدایی گفت :

فاطمه نام پسرت را علي بگذار.

چون او بر همه اهل آسمان و زمین برتری دارد

اسم او را از نام خودم گرفته ام.

 

یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386;ساعت 19:57;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

یریدون لیطفئوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و

لوکره الکافرون .

آنان که می خواهند نور خدا را با دهان هایشان

خاموش کنند !! در حالی که خداوند کامل کننده ی

نور خویش است هر چند کافران نا خشنود باشند .

سوره صف آیه 8

 

 

امام صادق (ع) فرمودند :

تاویل این آیه تا قیام قائم آل محمد (عج) نازل

نخواهد شد پس آن زمان که خدا بخواهد مهدی(عج)

قیام نماید در حالی که هیچ کافر و مشرکی باقی

نخواهد ماند .

بحارالانوار ج 51 ص 90

 

امام کاظم (ع) در مورد این آیه شریفه فرمودند :

خداوند نور خود را به وسیله ی ولایت مهدی

قائم آل محمد (عج) تمام می کند .

مهدی موعود ص 74

 

 

 

 

اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون.

اینان حزب خدایند و به راستی

که حزب خدا رستگارانند .

سوره مجادله آیه 22

پیامبر اکرم (ص) فرمودند :

خوشا به آنانکه در غیبت مهدی (عج) صبور

هستند و نیز خوشا به آنانکه بر محبت او باقی

هستند .

اینان کسانی هستند که خدا در کتاب خود

درباره ی ایشان فرموده :

اولئک حزب الله الا ان حزب الله هم المفلحون .

ینابیع الموده ص 443

 

اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها .

آگاه باشید ! که خداوند زمین را پس از مردنش

زنده می کند .

سوره حدید آیه 17

امام باقر (ع) فرمودند :

خداوند زمین را به وسیله ی مهدی (عج) زنده

کند .

تفسیر صافی ج 2 ص 662

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386;ساعت 23:23;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

از معروفترین القاب مبارک مهدی (عج) بقیه

الله است این لقب شریف از آیه 85 سوره

هود

گرفته شده که در کلام حضرت شعیب (ع)

خطاب به قومش آمده است : بقیه الله خیر

لکم

ان کنتم مومنین .

 

برای روشن شدن مفهوم این لقب لازم است توضیح

کوتاهی درباره ی اصل این آیه ی شریفه داشته

باشیم .

در سوره مبارکه هود آیات 84 تا 95 از دعوت

و گفتگوی حضرت شعیب (ع) با قوم خود سخن

به میان آمده است . از جمله آنکه شعیب (ع)

آنان را از کم فروشی به شدت نهی می کند و

گوشزد می نماید که افزایش کمی ثروت - ثروتی

که از راه ظلم و ستم و استثمار دیگران به دست

می آید - سبب بی نیازی شما خواهد بود آنگاه

می فرماید : بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین .

" سرمایه و سود حلالی که در اثر معامله ی

صحیح خداوند برایتان باقی می نهد هر چند

کم و اندک باشد برای شما بهتر است اگر ایمان

دارید " .

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386;ساعت 21:30;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

امام سجاد (ع) فرمودند :

 

قائم ما دارای نشانه هایی از شش پیامبر است :

 

1- نشانه ای از نوح (ع)

2- نشانه ای از ابراهیم (ع)

3- نشانه ای از عیسی (ع)

4- نشانه ای از موسی (ع)

5- نشانه ای از ایوب (ع)

6- نشانه ای از محمد (ص)

 

 

اما نشانه اش از نوح (ع) طول عمر است اما نشانه اش از ابراهیم

(ع) مخفی بودن محل ولادتش است اما نشانه اش از موسی (ع)

ترس از دشمن و غیبت است ( که موسی ع از ترس فرعونیان

از مصر به مدین رفت و مدتی مخفی بود ) اما نشانه اش از

عیسی (ع) اختلاف رای مردم درباره اش و اعتزال او از مردم

است اما نشانه اش از ایوب (ع) گشایش و پیروزی پس از بلیات

و گرفتاری است اما نشانه اش از محمد(ص) قیام به شمشیر است.

اعلام الوری ص 402

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386;ساعت 0:10;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

آنحضرت (امام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف )زمین را پر

از قسط و عدل و نور خواهد کرد همان گونه که پر از ظلم و جور

و بدی شده است.

 

العجل ای صاحب محراب و منبر العجل

العجل ای حامی دین پیمبرالعجل

العجل ای باعث ایجاد عالم العجل

العجل ای وارث شمشیر حیدر العجل

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386;ساعت 23:51;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

یا مهدی جان

 

پیش تو ماه باید     رخ بر زمین بساید

 

پرسش : حضرت امام مهدی (عج) در زمان

غیبت در کجا اقامت دارد ؟

از برخی روایات وحکایات معتبر چنین استفاده می شود

که امام (عج) در عصر غیبت کبری

در مکان خاص و شهر معین استقرار دایمی ندارد وبه

طور ناشناس در میان مردم زندگی و

رفت وآمد دارد .

چنان که سدیر صیرفی از امام صادق (ع) روایت می کند

که فرمود : صاحب الامر (عج)

از این جهت با یوسف (ع) شباهت دارد که برادران

یوسف با اینکه عاقل ودانا بودند وقبلا هم

با او معاشرت داشتند وقتی به محضرش شرفیاب شدند

تا خودش را معرفی ننمود اورا

نشناختند .

از جمله شهرهایی که به طور مسلم به مقدم

مبارک امام زمان (عج)مزین شده است

 

مدینه . طیبه . مکه . نجف اشرف . کوفه .

 

کربلا . کاظمین . سامرا . مشهد و

 

قم و بغداد است .

 

واینکه امام زمان را می توان در هر جای

 

پاکی مشاهده کرد حتی میتوان وجود

 

نازنین ایشان را در کنار خود احساس کرد

 

چنان که امام صادق (ع) می فرمایند

 

هیچ کس از دوست و بیگانه بر جایگاه او

 

آگاهی ندارد مگر آن خدایی که اختیار

 

او را در دست دارد.

 

ما هم منتظریم که مولایمان روزی پرده از

 

دل گشاید البته وظیفه ما در عصر

 

غیبت ایشان آمادگی لازم است هم برای

 

خودمان و هم برای دیگران .

 

یا مهدی هر کس تو را ندارد جز بی کسی

چه دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386;ساعت 21:46;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

سلام به صاحب ماه رجب

سلام به کسی که من رو آفرید روزی داد و پرورشم داد...

«بسم رب المهدی»

این ماه ماهی است که به گفته ی رسول خدا(صلوات الله علیه و علی آل بیته الطاهرین) ماه خداست.

پس دوستان خوب من بیائید تو این ماه به خدا سلام کنیم و اگه خدای نکرده چند وقت با خدا صحبت نکردیم باهاش درد دل کنیم و آشتی کنیم.

چون میگن تو قوم موسی(ع) چند وقت بارون نیومد به موسی(ع) گفتن به خدا بگو چرا بارون نمیاد.خدا به موسی(ع) گفت برو قومت رو جمع کن بگو که تو شماها یه نفر با ما قهر بگید از جمعتون بره بیرون ما اونوقت بارون میفرستیم.اونوقت میگن اونطرف که چند وقت بود با خدا حرف نمیزد زد زیر گریه و تو همون لحظه بارون شروع به باریدن کرد.بعد موسی(ع) به خدا گفت: خدایا! اون طرف رو به من نشونش بده.خدا گفت: اون زمان که با ما قهر بود آبروش رو نبریدم چه برسه حالا که با ما آشتی هم کرده...

آره دوست من بیائید همه با هم بگیم الهی العفو...

 

با تشکر از :http://shamimejanan.blogfa.com

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386;ساعت 1:4;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

1-  اما صادق ( ع ) فرمودند : کسی که سوره عادیات را
 
بخواند و برخواندنش مداومت کند خدای بزرگ در قیامت
 
او را با امیرالمؤمنین ( ع ) محشور سازد و در حجره ی او
 
و از همدمان او باشد .
2-  نبی اکرم ( ع  ) فرمودند : هر کس سوره عادیات را
 
بخواند به او داده شود به عدد کسانی که در مزدلفه
 
بیدار مانده اند و حاضر در عرفات شده اند ده حسنه .
هر که از درد ، گرسنگی ، تشنگی و قرض خواهد که
 
 رها شود به عدد نام علی ( ع ) یعنی 110 بار بخواند .
 
بسیار نافع است و نیز جهت وسعت رزق بنویسد با خود دارد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386;ساعت 1:28;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

" علامات پیش از ظهور "

 

خدای تبارک تعالی به خاطر اهمیت ظهور حضرت مهدی (عج) و نیز به خاطرجلوگیری از اشتباهات

و سواستفاده ها علامت هایی را به عنوان نشانه های پیش از ظهور مقرر فرموده است.

علامات ظهور را در یک دسته بندی می توان دو قسمت کرد : علایم قطعی و علایم

غیر قطعی .

علامت های قطعی نشانه هایی هستند که در روایات قطعی و متواتر وارد شده و نسبت به ظهور آنها

تاکید شده است. مانند : خروج سفیانی و قتل نفس زکیه .

علامت های غیر قطعی نشانه هایی هستند که یا روایات قطعی در مورد آنها نداریم و یا توسط

معصوم (ع) به حتمی بودن آنها اشاره ای نشده است مثل پنج بار خسوف ماه و پانزده بار کسوف

خورشید .

این علامتها را در دسته دبندی دیگری می توان سه قسمت دانست :

علائم غیر طبیعی در عالم تکوین.

علائمی در رفتار اجتماعی و آداب انسانها.

پدیده های طبیعی - مثل خسوف وکسوف متوالی در رمضان و همچنین شعله کشیدن آتشی عظیم

در شرق آسمان وطلوع خورشید از مغرب- ویا مانند کثرت فحشا وزیاد شدن مدعیان پیامبری

وکشته شدن پنج هفتم انسانها در جنگ .

آنچه در بررسی علامات ظهور مهم وقابل تامل می باشد این است که عدم پیدایش هیچ یک از آنها

موجب یقین به تاخیر ظهور نمی تواند باشد .

زیرا خداوند ار فرج را تنها در یک شب به سامان می رساند . و لازمه چنین امری انتظاری دایم

است . به گونه ای که آمادگی برای ظهور هر روز تجدید گردد.

 

منبع : کتاب ناپیدا ولی با ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386;ساعت 22:47;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

در آیه مورد بحث آمده است : " بقیه الله برای شما بهتر است اگر ایمان داشته باشید. " در اینجا باید دید بقیه الله

از چه چیز بهتر است و آثار وجودی او چیست ؟

" بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین "

آنچه از ظاهر آیه ی شریفه استفاده می شود آن است که آنچه خداوند از سود حلال برای شما باقی می نهد

بهتراز سرمایه های انبوهی است که با کم فروشی و کاهش حق مردم انباشته می سازید . این سرمایه ها گر

چه کلان است اما اولا بی اساس و لرزان است و همیشه در معرض خطر نابودی قرار دارد و غالبا صاحبان

این گونه سرمایه ها کام خوشی از آن نمی گیرند . ثانیا به فرض که باقی ماند و صاحبانش از آنها کام گرفتند

این خوشی موقت است و عذابی را در پی دارد که شیره ی آن خوشیها را از مغز استخوانشان بیرون خواهد

کشید !

در مقابل سود حلال گر چه اندک باشد اما از برکت خداوند برخوردار است و سلامت بدن و سلامت دین

و ایمان و نسل پاک و فرزندان صالح و ... را در پی دارد .

در بعضی از دعا های ماثوره می خوانیم :

" خداوندا مرا با روزی حلالت از حرام و با فضل و بخشش خویش از غیر خود بی نیاز فرما. "

 

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386;ساعت 22:45;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

انتظار فرج یعنی مهیا ساختن روح و جسم خود برای روزی که با طلوع پیشوای غایب جهان ،

امام زمان (عج) گشایشی در کلیه امور زندگی بشریت پدید می آید . روزی که تمام بدبختی ها

و بیدادگریها از میان می رود و امور ناپسند برای همیشه از جهان رخت  بر می بندد.

اما وظایف منتظران امام زمان (عج)، خود سازی و پیشه کردن تقوا و ورع و بندگی خداوند در

همه حال و یک منتظر واقعی  باید بداند که در زمان غیبت کبری ، رشته اتصال انسان به نظام 

امامت معصوم و خلیفه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آل و سلم ) تنها از طریق ولایت فقیه

امکان پذیر است.و همچنین محبت امام عصر (عج) را در دل خود ذخیره کردن است.

اام باقر (ع) می فر ماید :

بدانید پاداش کسیکه منتظر ظهورامام زمان (عج) و برقراری دولت حق و عدالت است مانند

کسی است که در تمام عمر به عبادت قیام کند و پیوسته روزهای عمر را روزه بگیرد.

 

منبع از کتاب علایم ظهور  نوشته  محسن همتی  می باشد. حتما این کتاب را تهیه کنید.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386;ساعت 21:40;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

مهدويت

ياران امام(ع) چه كساني هستند؟

 

براي اين كه پاسخ صحيحي به سوال داده شود، لازم است كه ياران حضرت را از حيث تعداد، كشور، شهر ، صفات، شعار و شخصيت هاي مشهوري كه ايشان را ياري مي كنند بررسي كنيم.

الف- اصحاب و ياران حضرت چند نفرند؟

شمار و تعداد اوليه ياران حضرت كه در منابع شيعه و سني آمده است، عدد ياران پيامبر، در جنگ بدر يعني 313 نفر ذكر شده است.
امام زين العابدين (ع) فرمود:« مهدي از گردنه كوه طوي با 313 تن : به عدد رزمندگان جنگ بدر- فرود مي آيد تا آن كه وارد مسجدالحرام مي شود.»
(بحارالانوار،ج 25، ص703)

عدد 313 كه بيانگر تعداد ياران واصحاب خاص آن حضرت مي باشد، متواتر است. در بعضي روايات، تعداد 50 نفر از 313 تن را، از زنان دانسته اند كه چنان كه امام باقر(ع) فرمودند:« در ميان ياران حضرت مهدي، پنجاه زن وجود دارد.»
(بحارالانوار، ج 52، ص 223)

مي توان گفت: چون ياران اوليه حضرت سيصد و سيزده نفرند، بعدا شكل حكومت حضرت هم به صورت سيصدوسيزده ولايت مي باشد و اين افراد حاكمان زمين هستند، وقتي حضرت يكي از آنها را براي حكومت به جايي مي فرستد هرگاه يكي از آنها بخواهد، امام را مي بيند و با او حرف مي زند،«حكام الارض لمايرسل احدهم يقول له مهمااشكل عليك حكم فانظر في كفك »امام مي فرمايد: اگر امري را نفهميدي و نتوانستي قضاوت كني به كف دستت نگاه كن حكمش را مي بيني.»

فرق اصحاب و انصار
البته ميان اصحاب وانصار آن حضرت، فرق است، اصحاب مديران و پرچم داران نهضت هستند كه داراي آگاهي و لياقت و صلاحيت لازم، براي فرماندهي نيروهاي طرفدار حق مي باشند، ولي انصار، همه مردم پاكباخته و شايسته اي هستند كه به لشكر حضرت مي پيوندند و روز به روز برتعدادشان افزوده مي گردد.

ب- ياران، از چه كشورهايي هستند؟

ياران خاص حضرت از كشورهاي مختلف، نظير ايران، عراق، سوريه، فلسطين، افغانستان، حجاز، يمن، فرانسه، پاكستان، ارمنستان، ازبكستان، تاجيكستان، لبنان، هندوستان، بحرين، اتيوپي و ... مي باشند، چون انقلاب حضرت مهدي، جهاني است، ياران وي نيز، از همه جهان هستند.

ج- ياران حضرت، از چه شهرهايي هستند؟
اصبغ بن بناته- از ياران صديق حضرت امير (ع) : مي گويد:«اميرالمومنين (ع) ضمن ايراد خطبه اي، به ذكر مهدي و ياران او پرداخت، ابوخالد حلبي عرض كرد: يااميرالمومنين! مهدي را براي ما توصيف كن! حضرت علي (ع) فرمود: آگاه باشيد! او شبيه ترين مردم- از نظر صورت و سيرت- به رسول خدا است.
آيا مي خواهيد شما را بر آنها و تعدادشان آگاه كنم؟ عرض كردم: بله يااميرالمومنين حضرت فرمود: از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود:اولين آنها از بصره و آخرين آنها از يمامه است.
و علي (ع) شروع كرد به شمردن ياران مهدي و فرمود: از بصره دو نفر، از اصفهان چهار نفر، از قم ده نفر، از زوراء ( تهران) ده نفر، از اهواز، آمل، دامغان، ساوه ، بروجرد، مراغه، خوي، كازرون، اردبيل و ابهر، هركدام يك نفر، از سلماس و همدان و شيراز و واسط وآبادان و حلب، هركدام سه نفر و...»
(الملاحم و الفتن،ص 145-150)

تعداد انصار حضرت، دوازده هزار تن مي باشد
پس از چند روز توقف در مكه، عده ياران حضرت از مرز دوازده هزار تن تجاوز مي كند و پس از وقوع معجزه فرو رفتن دشمنان در زمين، حضرت همراه با سپاه خود، به سوي مدينه حركت كند. اميرالمومنين (ع) فرمود:« مهدي با لشكري دوازده هزار نفري يا پانزده هزار نفري، از مكه حركت مي كند و در دل دشمنان، ترس و وحشت مي اندازد وهيچ دشمني با آنها روبه رو نمي شود، مگر اين كه به ياري خدا نابود مي شود، شعار آنها، بميران بميران است، در راه خدا، از هيچ ملامتي هراس ندارد.»

(معجم الاحاديث الامام المهدي، ج 1، ص 408)

منبع: صبح صادق

 

با تشکر از : http://mahdifatemah.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386;ساعت 21:40;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
 
                                              
                                     امام دوازدهم ،حضرت امام مهدی (عج) :
                  
 
 
نام: محمّد نام پدر: امام حسن عسكرى(ع) نام مادر: نرجس ( نرگس ) القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر زادگاه: شهر سامراء غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت. محل ظهور: مكّه معظّمه. محل بيعت: مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام. يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد. ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند. مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ . وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد. بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.
 
http://emammontazer.blogfa.com/
منبع :
+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386;ساعت 13:39;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

شناخت كوتاه از حضرت مهدى(عج)

 

نام: محمّد.

پدر: امام حسن عسكرى(ع).

مادر: نرجس( [4] ).

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:

1 ــ ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.

2 ــ فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.

3 ــ أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.

4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.

محل اقامت نامبردگان بغداد ، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار ، مخالف هواى نفس ، و فرمانبر امر خداوند باشد ، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّت اند ، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد( [5] ).

هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ): مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

نشانى: فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند: اين مهدى است ، او را پيروى كنيد.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .

چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان ، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان( [6] ) يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند( [7] ) يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند( [8] ) مدد داد; و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش كند ، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر( [9] ) و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين( [10] ) يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت( [11] ).

مدت زمامدارى: روايات كه ـ اكثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره باختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386;ساعت 1:34;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

پيامبر اكرم (صل الله عليه وآله) فرمود: خداوند نور حضرت فاطمه(سلام الله عليها) را پيش از آفرينش زمين و آسمانها آفريد. عرض شد: يا رسول ا...! مگر حضرت فاطمه (عليها السلام) از جنس آدميان نيست؟
فرمود: او حوراست در قالب آدميان. خداوند نور وي را در صلب آدم به وديعه گذاشت و از صلب من بيرون آورد، هرگاه شوق بهشت مي كنم، فاطمه را مي بوسم.
(تفسير الفرات، ص 10)
ابن عباس در خبر مفصلي از پيغمبر (صل الله عليه و آله) نقل كرده كه درساق عرش نوري ديدم كه فروزنده بود مانند حوريان بهشتي. پرسيدم كيست؟ گفتند: اين دختر، «انسيه حوراء» است و او از ميوه هاي بهشتي تكون يافته است.حوريه اي است به صورت انسيه و انسيه اي است به معني حوريه وچون در بهشت راگشودند، بوي حضرت فاطمه (عليهاالسلام)را استشمام كردم.
مراد از حوريه اين است كه مانند انسان و انسيه، به كدورات عالم طبع، آلوده نشده و چون ملكه نوري است كه به همه صور مي توان متشكل گردد.
اصل حورالعين، از طبيعت ملك و نورانيت است و حضرت فاطمه، انسيه اي است كه به نورانيت و روحانيت فرشتگان است. چون بشريت، مستلزم كثرت كثافات عنصري مادي است، حضرت فاطمه انسيه حوراء از كدورت طبيعت بشري دور و منزه است و او موجوديت بين فرشتگان و بشر است.
بدين جهت حضرت زهر(اسلام الله عليها) را «انسيه حوراء» گفتند كه روح افزا و روح بخش و روح انگيز بود و در طينت سنخيتي او، كدورات و پليدي وجود نداشته است.
«انسيه حوراء» يك فرشته اي به صورت تركيب عنصري بشري است كه در لطافت و ملاحت، حوراء و در صورت، بشري بود كه آلوده به پليدي هاي مادي نشده است.


«فاطمه الزهرا (س) صاحب ولايت كبري، ص 75»

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386;ساعت 12:40;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

این سخن گهر باری از مولای متقیان حضرت علی (ع)است که یاران امام عصر (عج) را از جوانان دانسته اند.جوانی اوج همت یک انسان است . امام خمینی (ره)فرمودند:جوانان به ملکوت نزدیکترند. جوانی فصل تازه شدن، فصل تلاش و پشتکار است.(( جوان، نازک دل تر از دیگران است))۱ . حضرت امام علی (ع) سر آمد جوانان مسلمان بود،در فاصله زمانی ائمه اطهار(ع) نیز حضور پر رونق جوانان احساس می شد، ظهور امام مهدی (عج) نزدیک است ، و هنگامی که با اصحاب سختکوش خود، که هر لحظه فرمان موعود را لبیک گفته تا حاکمیت دولت اهل بیت (ع) را بر جهان بگسترانند.

یاران مهدی(عج)۳۱۳ نفر هستند. (( به تعداد یاران پیامبر در جنگ بدر،و به تعدادیاران طالوت در نبرد با جالوت ستمگر))

حادثه موعود از یک شب جمعه آغاز می شود امام زمان (عج) در میان درب خانه خدا در کنار رکن و مقام می ایستد و آنگاه فریاد می زند (( ای فرماندهان من ، ای نزدیکان من )) ای کسانی که خداوند پیش از ظهور من انها را برای یاری من در روی زمین ذخیره کرده است .(( همانا قسم به خدا ان هنگام که قائم (عج) قیام کند خداوند یاران شیعه را از سراسر دنیا گرد می آورد ))۲ مسجد الحرام جایگاه دیدار یاران با مهدی (عج) و انجام بیعت با حضرت است.

وجود پنجاه ((زن جوان))در میان ۳۱۳ یار امام مهدی (عج)حکایتگر جایگاه ویژه آنان در عصر ظهور است. اصحاب قائم (عج)از نژاد خاص،قبیله ای با سابقه یا کشوری معروف گزینش نمی شوند ،چون این نهضت یک قیام عدالت گسترانه است.

پس تو هم ای جوان پاک در سخت ترین شرایط زندگی ،و در لحظه ای که نا خواسته مرتکب گناهی شده ای ،خود را دریاب و از خداوند طلب آمرزش، و از امام عصر (عج) عذر خواهی  کرده ودر ترویج فرهنگ انتظار کمر همت را برداشته و از نهایت پاکی روحتان فریاد بزنید ((اللهم صل علی محمد و آل محمد .ص))

 

پی نوشت:

  1. امام صادق (ع)
  2. امام رضا (ع)،  مجمع البیان ج۱ص۲۳۱

 

برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب جوانان،یاوران مهدی : تالیف محمد باقر پور امینی مراجعه کنید.

راستی مثل همیشه نظرات پر بارتون رو از ما دریغ نکنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386;ساعت 13:49;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  |