تبليغاتX
به خدا می آید مهدی فاطمه


سه کلمه زیبا که با نام مهدی (عج) در خاطره ما زنده می شود :

انتظار بدون محبت و محبت بدون معرفت بی معناست .

در برنامه زندگی خود بهترین فرصت ها را به این سه کلمه زیبا اختصاص می دهیم و می کوشیم بر

معرفت خود به امام زمان (عج) بیفزاییم و عشق خود را در دل او شعله ورتر کنیم تا از منتظران و مشتاقان

حقیقی دیدار او باشیم .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387;ساعت 21:16;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                 یا صاحب الزمان

فرا رسیدن نیمه شعبان مصادف با ولادت با برکت قطب عالم امکان  یگانه منجی عالم بشریت 

حضرت صاحب الزمان امام مهدی ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) را تبریک و تهنیت عرض می نماییم

                                                                                                

عناوین واوصاف حضرت مهدی (عج)

بقیّة اللّه: باقیمانده خدا در زمین.

خلیفة اللّه: جانشین خدا در میان خلایق.

وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى که اولیاى حق رو به او دارند.

باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى که خدا جویان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى کنند.

داعى اللّه: دعوت کننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستین هدایت الى اللّه.

سبیل اللّه: راه خدا، که هرکس سلوکش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاکت نخواهد داشت.

ولى اللّه: سر سپرده به ولایت خدا و حامل ولایت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن کس که براى هدایتِ در دنیا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى کنند.

نور اللّه: نور خاموشى ناپذیر خدا، ظاهر کننده همه معارف و حقایق توحیدى، مایه هدایت رهجویان.

عین اللّه: دیده بیدار خدا در میان خلق، دیدبان هستى، چشم خدا در مراقبت کردار بندگان.

سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقیمانده نسل پیامبران.

اعمال شب نیمه شعبان ( در ادامه مطلب )


 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387;ساعت 16:48;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

 امروزه با گسترش مقوله مدعيان دروغين در جوامع اسلامي بر اين شديم در اين رابطه مطالبي بنويسيم

                          http://varesenoor.blogfa.com

 

از فرازهاي مهم توقيعي از امام عصر (عج) ، خطاب به جناب علي بن محمد سيمري ، مساله ي خبردادن ازظهور مدعيان دروغين است.

دورغ پردازاني نابكار، كه با معرفي نمودن خويش ، به جاي "رهبر حقيقي" ، اراده انحراف مسير واقعي هدايت و گمراهي وظلالت انسانها را مي نمايند. تا بدين ترتيب آنها را از شاهراه روشن هدايت به پس كوچه هاي تاريك ظلالت بكشانند.

بي ترديد آنگونه كه وجود هدايتگران راستين در زندگي انسان ، - انساني كه در سپردن راه پر پيچ و خم زندگي ناتوان است و درمانده و سقوطش در پرتگاه هاي هلاكت و نابودي ، بدون وجود راهنما ضروري و حتمي است –بسيار لازم ومفيد مي باشد . نيز وجود فريب كاراني كه با قصد تخريب عقايد حقه ، خود را درلباس اصل جا مي زنند، بسيار خطرناك و گمراه كننده است.

لذا ، امام عصر ( عج) بلافاصله پس از آنكه آگاهي هاي لازم را درزمينه پايان گرفتن دوران نيابت خاصه و شروع غيبت كبري به آخرين نايب خويش مي دهند، سخن از مساله ي اخلال در رهبري به ميان مي آورند و مشت دروغ گويان افترا زني را باز مي كنند كه خود را به جاي امام و نماينده او معرفي مي نمايند:

"وسياتي لشيعتي من يدعي المشاهده،الا فمن ادعي المشاهده قبل خروج السفياني و الصيحه فهوكذاب مفتر"

"... و به زودي براي شيعيانم كساني ظاهر خواهند شد كه ادعاي مشاهده ي مرا خواهند نمود، آگاه باشيد هركس قبل ازخروج سفياني و صيحه ي آسماني چنين ادعايي بنمايد ، مسلما دروغگو و افترا زننده است."

وبدين ترتيب ،اهميت ويژه رهبري و نقش مخرب دروغ گويان و فريب كاران ،در كلام امام جلوه نموده است .فريب كاراني همچون شلمغاني،شريعي،حسين بن منصورحلاج و...

تارخ غيبت كبري ، نمونه هائي از اين افراد را به خود ديده است . كساني كه به طمع مال و جاه و يا برخاسته با اشاره بيگانه و استعمارگران غرب ، ادعاي دروغين "بابيت " و يا " مهدويت " خويش راعرضه كردند و گروهي را فريفته و به دور خويش جمع آوردند.

اما از آنجا كه حجت هاي رساي الهي پيوسته در كار است و هدايت و راه يابي مردمان پيوسته در كف اقتدار الهي است كه ،- " ان علينا للهدي " ، " هدايت مردمان بر ماست "، سوره ليل ، آيه 11-دست فريب ايشان را نمايانده تا انسان هاي حق جو راه باطل نپويند و باطل بر حق چيره نشود.

از اينان يكي «علي محمد» نام ، فرزند «ميرزا رضاي بزاز» در شيراز ، بيش از صد وشصت سال پيش ، ظاهر شد و به سن 25 سالگي ادعاي بابيت امام عصر (عج) نمود و اينكه بنده اي از بندگان و نماينده اي از نمايندگان آن حضرت است و بدين گونه مصداق ديگري گشت بر گروه " دروغ گويان افترا زننده" اي كه امام عصر (عج) در توقيع خويش پيدايش آنان را آگاهي داده بودند.

بعد ها كه زمينه را مناسب يافت ، در گوشه و كنار آثارش ، ادعايي ديگر نمود و مقام خويش را به « مهدويت » ، « رسالت » و حتي سرانجام «الوهيت » بالا برد.

چهره هايي چون « ميرزا حسينعلي نوري» و فرزندش « عباس افندي» و نوه دختري عباس افندي ، با نام «شوقي افندي زمينه هاي گوناگون –بويژه دست هاي بيگانه و استعمار- سبب گشت كه اين مرام ، همچون همتاهاي ديگرش در فراموشخانه تاريخ ، راه نابودي سريع را نپيمايد و بعد ها از حلقوم افرادي ديگر نغمه هاي جديدتري را سازكند.

».

 

حسن شريعي – محمدبن نصير نميري – احمدبن هلال كرخي – محمدبن علي بن بلال – حسين بن منصور حلاج – محمدبن علي شلمغاني – ابوبكر بغدادي - كيسانيه – سفياني – جاروديه – ناووسيه – زيديه – واقفيه – باقريه – اسماعيليه – محمديه – جوازيه – ابومسلم خراساني – منصور دوانيقي – عبدالله سفاح – ابن مقفع – حاكم نصرالله – عبدالله عجمي – محمدبن احمد سوداني – محمدبن علي بن احمد ادريس – ابن سعيد يماني – مهدي مصر – مهدي سوداني – درويش رضا – غلام احمد قادياني (قادياني گري ) – شيخ احمد احسايي – سيد كاظم رشتي – ميرزا علي محمد باب – حاج كريم خان كرماني – ميرزا حسن گوهر – ميرزا باقر – ميرزايحيي ( صبح ازل ) – حسينعلي بهاء الله (بنيان گذارفرقه بهائي )  - عباس افندي – شوقي افندي .

 

 

 با تشکر از      www.gh1385.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387;ساعت 12:7;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

وارث نور

  میلاد با سعادت امام حسین (ع) و قمربنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس (ع) و امام سجاد (ع) 

                   بر تمام عاشقان و دلشیفتگان اهل بیت  مبــــــــــــــــــــــاركبــــــاد 

     امام مهدي

کتاب زندگانی امام حسین (ع) که شامل :

1- زندگانی امام حسين (ع ) 

2.حسين (ع ) و پيامبر (ص ) 

3.حسين (ع ) با پدر 

4.امام حسين (ع ) با برادر 

5.امام حسين (ع ) در زمان معاويه        

6.قيام حسيني 

7.اخلاق و رفتار امام حسين (ع ) 

                                                  دانلود : زندگانی حضرت امام حسين (ع )

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387;ساعت 0:12;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                     

                     حضرت محمد (ص)

    فرا رسیدن سالروز بعثت نبی مکرم اسلام ، اشرف مخلوقات جهان

    خاتم انبیاء اللهی ،حضرت محمد (ص) بر تمام مسلمین و عاشقان

                 مبــــــــــــــــــــــــــــــارکـــــــــــــــــــــــــــــــباد

             حضرت محمد (ص) 

 کتاب از هجرت تا رحلت (سيد على موسوى گرمارودى)

كتاب از هجرت تا رحلت چنانكه از نامش پيدا است شرح حال احوال رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ده سال حياتش در مدينه منوره است . اين شرح احوال به سالهاى بعد از هجرت تقسيم شده و معين گرديده كه هر جريان در چه سالى اتفاق افتاده است .
فرق اين كتاب با كتابهاى ديگر در اين است كه اين كتاب به تشريع احكام و تاريخ تشريع آنها بيشتر عنايت كرده است مثلا نماز جمعه كى تشريع شد و چگونه رسميت يافت... نمازهاى يوميه چه وقت هفده ركعت شدند..

دانلود از اینجا - به صورت فایل زیپ شده ، فولدر را به صورت کامل آنزیپ کنید.                               

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387;ساعت 0:4;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  | 

                                 نمونه هایی از حكمت لقمان

لقمان در آغاز، برده خواجه ای توانگر و خوش قلب بود. ارباب او در عین جاه و جلال و ثروت و مكنت دچار شخصیتی ضعیف و در برابر ناملایمات زندگی بسیار رنجور بود و با اندك سختی زبان به ناله و گلایه می گشود، این امر لقمان را می آزرد اما راه چاره ای به نظر او نمی رسید، زیرا بیم آن داشت كه با اظهار این معنی، غرور خواجه جریحه دار شود و با او راه عناد پیش گیرد.

روزگاری دراز وضع بدین منوال گذشت تا روزی یكی از دوستان خواجه خربزه ای به رسم هدیه و نوبر برای او فرستاد. خواجه تحت تأثیر خصائل ویژه لقمان، خربزه را قطعه قطعه نمود به لقمان تعارف كرد و لقمان با روی گشاده و اظهار تشكر آنها را تناول كرد تا به قطعه آخر رسید، در این هنگام خواجه قطعه آخر را خود به دهان برد و متوجه شد كه خربزه به شدت تلخ است. سپس با تعجب زیاد رو به لقمان كرد و گفت: چگونه چنین خربزه تلخی را خوردی و لب به اعتراض نگشودی؟ لقمان كه دریافت زمان تهذیب و تأدیب خواجه فرا رسیده است، به آرامی و با احتیاط گفت: واضح است كه من تلخی و ناگواری این میوه را به خوبی احساس كردم اما سالهای متمادی من از دست پر بركت شما، لقمه های شیرین و گوارا  را گرفته ام، سزاوار نبود كه با دریافت اولین لقمه ناگوار، شكوه و شكایت آغاز كنم.

خواجه از این برخورد، درس عبرت گرفت و به ضعف و زبونی خود در برابر ناملایمات پی برد و در اصلاح نفس و تهذیب و تقویت روح خود همت گماشت و خود را به صبر و شكیبایی بیاراست.

روزی دیگر خواجه لقمان در سرایی، سفره ای گسترده بود و میهمانان خود را در سایه جود و كرمش پذیرایی می كرد. لقمان كه در خدمت میهمانان و تهیه وسایل رفاه ایشان سعی وافر داشت از شنیدن سخنان بیهوده آنها سخت در عذاب بود و همواره مترصد فرصتی بود تا عادت زشت آنها را گوشزد كند و در اصلاح و تهذیب آنها گامی بردارد. در این هنگام گروهی از میهمانان خواجه، وارد سرا شدند و خواجه به لقمان فرمان داد تا گوسفندی ذبح كند و غذایی از بهترین اعضاءِ گوسفند مهیا سازد. لقمان غذایی لذیذ  از دل و زبان گوسفند، فراهم نمود و نزد میهمانان آورد. روزی دیگر خواجه امر كرد، از بدترین اعضاءِ گوسفند، غذایی آماده سازد، لقمان بار دیگر غذا را از دل و زبان گوسفند مهیا كرد.

خواجه با تعجب پرسید: چگونه است كه این دو عضو گوسفند هم بهترین و هم بدترین هستند؟ لقمان پاسخ داد: این دو عضو مهمترین اعضا در سعادت و شقاوتند، چنانكه اگر دل سرشار از نیت خیر و زبان گویای حكمت و معرفت و حلاّل مشكلات و مسایل مردم باشد، این دو عضو بهترین اعضاء هستند و هر گاه دل بداندیش و پست نیت باشد، زبان گویای غیبت و تهمت و محرك فتنه و فساد، هیچیك از اعضا، بدتر و زیان بارتر از این دو عضو نخواهد بود.

لقمان نیك و بد هر كاری را مشروط به رضای وجدان و خشنودی خداوند می دانست و تمجید و تحسین خلق را هدف خود قرار نمی داد و از خرده گیری و عیبجویی آنها نیز هراسی نداشت و این موضوع را نیز همواره به فرزند خود گوشزد می نمود، تا روزی به جهت اطمینان خاطر، تصمیم گرفت این حقیقت را نزد پسر خود مصور سازد.

لقمان به فرزند خود گفت: مركب را آماده ساز و مهیای سفر شو. چون مركب آماده شد، لقمان خود سوار شد و پسرش را پیاده دنبال خود روان كرد. در این حال گروهی كه در مزارع خود مشغول كار بودند آنها را نظاره كردند و به زبان اعتراض گفتند: عجب مرد سنگدلی، خود سواره است و كودك معصوم را پیاده به دنبال می كشد.

سپس لقمان خود از مركب پیاده شد و پسر را سوار بر مركب كرد تا به گروهی دیگر از مردم رسید، این بار مردم با نظاره آنها گفتند: عجب پسر بی ادب و بی تربیتی، پدر پیر و ضعیف خود را پیاده گذاشته و خود با نیروی جوانی و تنومندی بر مركب سوار است. حقا كه در تربیت او غفلت شده است.

در این حال لقمان نیز همراه فرزند خود سوار مركب شد و هر دو سواره راه را ادامه دادند تا به گروه سوم رسیدند، مردم این قوم چون آنها را دیدند گفتند: عجب مردم بی رحمی، هر دو چنین بار سنگینی را بر حیوان ناتوان تحمیل كرده اند و هیچ یك زحمت پیاده روی را به خود نمی دهند. در این هنگام لقمان و پسر هر دو از مركب پیاده شدند و راه را پیاده ادامه دادند تا به دهكده ی دیگری رسیدند، مردم با مشاهده آنها، زبان به نكوهش گشودند و گفتند: آن دو را بنگرید، پیر سالخورده و جوان خردسال هر دو پیاده در پی مركب می روند و جان حیوان را از سلامت خود بیشتر دوست دارند.

چون این مرحله از سفر نیز تمام شد لقمان با تبسمی معنی دار به فرزند خود گفت: حقیقت را در عمل دیدی، اكنون بدان كه هیچگاه خشنودی تمام مردم و بستن زبان آنها امكان پذیر نیست؛ پس خشنودی خداوند و رضای وجدان را مد نظر قرار ده و به تحسین و تمجید یا توبیخ و نكوهش دیگران توجهی نكن.

لقمان همواره رعایت اعتدال و میانه روی را از شروط كامیابی و موفقیت در امور زندگی می دانست و رعایت این اصل را در كلیه شئون زندگی لازم و ضروری می شمرد و معتقد بود افراط و تندروی می تواند لذت ها را به آلام و عادت ها را به آلودگی تبدیل كند. لقمان برای درك صحیح این موضوع، با بیانی جالب و منطقی، فرزند خود را چنین نصیحت كرد:

فرزندم این نصیحت پدر را همواره آویزه گوش خود كن و در زندگی همواره لذیذترین غذاها را میل كن و فاخرترین جامه ها را بپوش و در بهترین بستر بیارام و از زیباترین زنان ، انتخاب كن .

فرزند لقمان از نصایح پدر سخت متعجب شد، زیرا پدر كه همواره او را به اعتدال و اقتصاد در امور زندگی تشویق می كرد، این بار او را به افراط و تن پروری ترغیب می نمود. لذا علت  را از پدر خویش جویا شد. لقمان گفت: منظور من از این سخن آن بود كه اگر زمانی برای برآوردن  حاجت خود اقدام كنی كه ضرورت و شدت آن به اوج خود رسیده باشد، از ساده ترین آنها عالی ترین مراتب لذت را خواهی برد.

اگر هنگامی برای خواب و استراحت اقدام كنی كه بی خوابی حواس و قوای تو را تحت تأثیر و تسخیر خود قرار داده باشد، در این حال پاره خشتی بهتر از بالش پَر و بستری زبر و خشن خوشآیندتر از ملایمترین آنها خواهد بود.

فرزندم اگر زمانی بر سر سفره بنشینی كه گرسنگی، صبر و طاقت از تو بریده باشد، ساده ترین غذاها برای تو لذیذتر از طعام پادشاهان خواهد بود. اگر نیاز تو به جامه تازه مبرم باشد و لباس پیشین قابل استفاده نباشد، جامه كرباس از خلعت شاهانه برای تو برازنده تر خواهد بود...

مریدی خلاصه معرفت و روح حكمت لقمان را جویا شد وی گفت: خلاصه معرفت و روح حكمت من آن است كه از امور زندگی آنچه به عهده خالق است، تكلف و زحمتی بر خود روا نمی دارم و آنچه به عهده من است در آن سستی و كوتاهی نمی كنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387;ساعت 8:51;  توسط مهدی و امین (مقدم فر);  |